مادر (۳۰۰-۰۰۷)

در این نوشتار، بجای پرداختن به مفهوم کلی مادر؛ می خواهم درباره ی مادرِ خود بنویسم: سرکار خانم ع. ق.

همواره احساس من این بوده است که ما بیش از حد به هم شبیه هستیم. از کودکی وی را بیش از ….. دوست می داشتم. خیلی خیلی بیشتر! وی تنها حامی حقیقی من بوده است. بوی مادرم برای من محل آسایش و امنیت بود. به یاد دارم که پارچه ای از لباس وی قرص خواب شب ها و اسباب بازی روزهای من بود.

خیلی به من کم شیر داده است اما من بسیار به وی وابسته بودم. اگر لحظه ای در منزل نبود، اشک و آه من به هوا بلند می شد. دیوانه وار به وی وابسته بودم. کابوس های کودکی من، نبودن و یا مرگ مادرم بود. مادر من شخصیتی قوی بود. شاید خیلی اذیتش کرده باشم اما او همواره در برابر خطاهای من صبور و مهربان بوده است.

……….

مِن حیث المجموع، من مادر خیلی خوبی داشته ام…

(Meine Mutter ist meine Freundin… Und sie ist mein Vater auch! Ich liebe sie. Ich liebe meine Mutter! Ja, sehr…)

یک دیدگاه برای “مادر (۳۰۰-۰۰۷)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.