گنجینه (۲۹۶-۰۰۷)

گنجینه یعنی جایی که می توان در آن گنج های مختلفی یافت. البته گنج هایی که قبلا یافته شده اند و صرفا در آن جا نگه داری می شوند. مغز آدمی نیز با چنین تعریفی می بایست گنجینه ای باشد از اکتشافاتِ فرد در خلال زندگی…

در زندگی اعمال متفاوتی انجام می دهیم… بازخورد این اعمال، همگی نزد ما ذخیره می گردند و این ذخایر نحوه ی مدیریت کردن کنش ها و واکنش هایمان را در گذر زمان مشخص خواهند کرد. انباشت ها نهایتا به جایی می رسند که حال عاطفی ما را مهندسی می کنند. حالِ عاطفی ای که تمامی استدلال ها و منطق تراشی هایمان چیزی نیستند جز پوشاندن لباس عقل به آن مجموعه ی احساساتمان!

قبلا گفته بودم که مغزمان، ذهنمان را می سازد. این یعنی اینکه ذهن همچون خاصیتی از مغز، از آن می تراود! اما مجموعه ی احساساتمان از مغز می روید و این همان روان ماست. پس گنجینه ی مغز ما عملا ریشه در روان ما دارد. روان آدمی باید گنجینه ی وجودی وی گردد، اگر ایشان طالب آن هستند که وجودشان تصدیق و در بهترین حالت تقدیس گردد. روان آدمی مهمترین گوهر وجودی وی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.