گرایش (۲۹۳-۰۰۷)

گاهی وقت ها تو در حال دویدن هستی، فرقی نمی کند که چقدر سریع می دوی، چون مشکلات تو نیز با همان سرعتِ دَوِشِ تو در پس تو می آیند! فرض کن که با سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت حرکت می کنی، مشکلاتت نیز همینطور، اما نقطه ی شروع شما کمی با هم توفیر داشته است و یا اینکه مشکلاتت کمی دیرتر از تو شروع به دویدن در پَسَت کرده اند.

در این شرایط گمان می کنی که اگر لحظه ای از پا بیافتی کوهی از مشکلات بر سرت خراب می شود. کوهی بس سترگ که دیگر یارای قد علم کردن در زیر خرابه های آن را نخواهی داشت. در این شرایط گرایش به ناامیدی و ترس در وجودت ریشه می دواند. کوچکترین بدرفتاری سایرین، کوچکترین انتقادی از سوی دیگران، کوچکترین دردسر و خلاصه هر کوچکترینی تو را تا سرحد سقوط به پیش می راند.

می خواهم راه حلی برای این برهه های نفس گیرِ زندگی ارایه کنم. در این لحظات فقط باید از زندگی استعفا داد. استعفا از زندگی یعنی درک و فهم این مطلب که زندگی بی ارزش تر از آن است که به آن دل ببندی. ما به توهّمات مان از ذات زندگی دل خوش کرده ایم… خودش، مالِ این حرف ها نیست!

{افراد افسرده گرایش به بدبینی ندارند! افراد باصطلاح سالم گرایش به خوش بینی مرضی پیدا کرده اند.}

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.