آنچه انجامش درست تر است… (۰۷۶-۰۰۳)

در جریان زندگی پیش می آید که آدمی تحت القای اطرافیان انگاره هایی از اعمال درست و نادرست را در ذهن خود بپروراند اما همیشه مبتنی بر عقل و تجربه ی خود جایی در اعماق وجود خویش می داند که چه چیزی درست ترین است.

دوباره همچنین پیش می آید که در کوران زندگی در موقعیت هایی قرار بگیرد که دو به شک باشد و نداند که در این لحظه ی خاص چگونه کرداری می بایست که از وی سر زند! آیا آن چیزی که دیگران همواره می گفته اند شایسته ی انجام است یا آن موردی که از اندرونِ خود با خرد و آروین شخصی بدآن رسیده است؟! من در این لحظات پیشنهاد می کنم که همواره آن کاری را انجام دهید که به ندای اندورنی فکر می کنید که درست ترین است.

اگر کاری را انجام دهید که جمع بیرونی مبتنی بر عرف ها و سلایق گروهی بدآن رای می دهد اما مطلوب شما نیست، اگرچه در کوتاه مدت احساس خوبی خواهید داشت اما در طولانی مدت عذاب وجدان و غم هستی شناختی رهایتان نخواهد کرد. آن چیزی که بعنوان مهمترین تِلوس (غایت) کردارهای ما می بایست که در تمامی مکان ها و زمان ها تعقیب شود، شادی پایدار یا همان شادی طولانی مدت است. شادی طولانی مدت مهمترین عامل در تعیین میزان رضایت از خویشتن و سعادتمندی است.

اگر آن کاری را که خود درست ترین می دانیم به قیمت خوشایند دیگران رها کنیم، بدترین ضربه ی ممکن را به این مسئله ی مهم وجودی وارد آورده ایم. اگر عمل کردن به کردار مورد پسندمان، کرداری که مطمئنیم تجلی خرد و تجربه ی این جهانی مان است، در لحظه ما را دچار دردسر کند اما در طولانی مدت به شادی ما افزاید؛ همچنان می بایست که دنبال شود. صرف نظر از آنچه دیگران فکر می کنند، آن چیزی که انجامش را به تمامی شما در تمامی مکان ها و زمان ها توصیه می کنم، گوش کردن به ندای اندرون است…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.