کانون (۲۸۲-۰۰۷)

تابحال به نقطه ی کانونی یک عدسی دقت کرده اید؟! شعاع های بیشمار نور از خلال این شیشه ی منحصربفرد عبور می کنند و در نهایت همه همگرا شده و در یک نقطه ی خاص به هم می رسند. آن نقطه از همه ی شعاع ها تشکیل شده است، از همه نورانی تر است و قدرت ذوب کنندگی دارد. مرگ نیز نقطه ی کانونی زندگی همه ی ماست.

عدسی زندگی، تک تک ما آدمیان را همچون پرتوهای نور در آن نقطه ی خاص به هم می رساند و آنجاست که مرگ قدرت ذوب کنندگی پیدا می کند. روزی ذوب خواهیم شد. البته خود شاهد چنین ذوب شدنی نخواهیم بود، فقط تجربه ی نزدیک شدن به آن را خواهیم داشت و لاغیر! با این رویکرد زندگی چیزی جز یک ذوب شدن تدریجی بیشتر نیست.

حالا جا دارد که به کانون آینه نیز توجه کنیم. آینه بر خلاف عدسی شفاف نیست، یعنی اینکه یک سمت آن جیوه اندود شده است و تصویرِ درون آینه عملا درون آینه نیست، بلکه روی آینه است از این رو نقطه ی کانونی اش چیزی نیست جز یک خطای ساده ی دید. می توان مرگ را نیز یک خطای ساده ی دیدِ آدمی انگاشت بشرط آنکه زندگی را یک آینه ی تمام قد از خود بدانیم و نه یک عدسی با قدرت بزرگنماییِ گمراه کننده!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *