قربانی (۲۷۸-۰۰۷)

(جانده)

وقتی به گذشته نگاه می کنم در خیلی شرایط خود را قربانی خود می بینم. قربانی چیزهایی که از اول می دانسته ام که پوچ و بدون هرگونه نقشی در زندگی من بوده اند، اما همچنان به آن ها ادامه داده ام. برگه ی رکوردها که آن را همین امروز صبح پاره کردم و دور ریخته ام، نمونه ای از این تلاش ها برای قربانی کردن خود بوده است.

دیروز دچار حمله ی ترس یکی – دو دقیقه ای شدم، حمله ای که علتش همان برگه بود. همواره به خود می گفتم که اگر اندیشه ای جدید یافته ای که می تواند توضیح دهنده ی زندگی امروزت باشد، چه لزومی دارد که به خرافات گیج کننده ی سابق رجوع کنی. بجای قربانی کردن خود می بایست نگرش های کج گذشته ی خویش را قربانی کنی.

جهان روندی بدون فرکانس است. هر آنچه که ارزش است، نزد ماست. باید انبانی از ارزش ها باشیم که جهانِ بی ارزشِ پیش رویمان، زیبا بنظر آید. این یعنی قربانی کردن پلیدی ها… من در تولد بیست و هشت سالگی خود بضرس قاطع اذعان می کنم که جهان خارج، عاری از هرگونه ارزش عینی است… ما، خود، شاقول ارزش هاییم…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.