شهوت (۲۳۶-۰۰۷)

(تن خواهش)

بارها گفته ام و باز نیز می گویم که قضاوت آدمیان نسبت به یک پدیده عملا انعکاس درونیات خودشان است. کسی که حسود است، دیگران را عمدتا حسود ارزیابی می کند. نسبت به واژه ی شهوت نیز عمده ی مردم، شهوت جنسی را در نظر می آورند و اگر بگوئیم فلانی فردی شهوتران است، همه آن را در یک ظرف سکسوالیته ارزیابی خواهند کرد.

کمتر کسی است که گمان کند معنای این واژه شاید فردی است که شهوت زیادی برای دانستن دارد و نه برای نزدیکی یا هرگونه فعالیت جنسی. این قضاوت عمومی نشان دهنده ی آن است که غریزه ی شهوت و شهوترانی از نوعِ جنسی آن نزد همگان موجود است چه اگر موجود نبود این تعبیرِ جنسی همواره بر لغت شهوت، سایه نمی افکند.

شهوت یا غریزه ی جنسی اگر بمدد نیروی اراده بنفع فطرت تعدیل شود، می تواند یکی از جان فزاترین نیروهای فطری انسان باشد ولی اگر تشدید شود به همان میزان می تواند اسباب دردسر شود و اگر به حال خود نیز وانهاده شود، معمولا شکلی حیوانی و خنثی دارد. شهوت تعدیل شده بمدد اراده ی معطوف به وجدان می تواند میوز یا الهام آدمی در خلق بزرگترین آثار دانش بنیان و یا هنری گردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.