شک (۲۳۱-۰۰۷)

(گمان)

شکِ روشمند آنگونه شکی است که توانایی حصول معرفت را داراست. و این یعنی اینکه از شک ورزی، آدمی می تواند به شناخت هر چه بیشتر پدیدارهای اطراف نایل آید. البته آدمی از غریزه ی شک نیز برخوردار است چه اگر نبود تابحال نسل آن منقرض شده بود. وجود شک بعنوان یکی از امکانات وجودشناختی هستی آدمی را همچنین می توان بمدد انسان شناسی تکاملی مورد بررسی قرار داد.

یعنی اینکه آدمیان در ابتدای امر (البته حتی می توان این مقوله را به گونه های بسیار قبلی تر از آدمی نیز تعمیم داد) همه شکاک نبوده اند یعنی ژن هایی نداشته اند که آن ها را به شک ورزی وا دارند، از این جهت آن هایی که این ژن ها را نداشتند؛ همگی منقرض شده و آن دسته ای باقی ماندند که بشکل تصادفی و در اثر جهش های ژنتیکی توانایی شک ورزی داشته اند و سپس این ژن ها و رفتارهای متناظر با آن ها در کل گونه ی آدمی تقویت و تکثیر شده اند.

پرداختن ارادی به شک و تشدیدِ آن در فرد حالتی مرضی ایجاد خواهد کرد. وظیفه ی آدمی همچون یک اراده ی نسبی تعدیل این شک دایمی است. حیات آدمی همواره با شک عجین است.

{شک یک غریزه است.}

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.