سوگند (۲۲۱-۰۰۷)

سوگند را می توان معادل فارسی واژه ی عهد دانست. پیمان را عموما برای قول بکار می بریم، اما سوگند چیز دیگری است. سوگند همچنین به معنی قسم است. اما نوعِ عهد آن برای من در این نوشتار مدنظر است. در زبان عامیانه بعضا می گوییم: “من سوگند می خورم که از شما حمایت کنم.” و چیزهایی از این دست!

سوگند خوردن به این شکل عملا بستن عهد است و عهد چیزی نیست جز یک رویه. خودِ رویه ها را می توان به تئاترهای ذهنی فروکاهید. نمی خواهم با تقلیل گرایی افراطی همه چیز را به تئاترهای ذهنی تحویل کنم، بلکه می خواهم سوگند را چونان عهد و از منظر رویه ها مورد تبیین قرار دهم.

وقتی من با خود عهد می بندم که مثلا دارو نخورم، پس از بستن این عهد که در لحظه ی بستن می توان آن را مجموعه ای از واکنش های بیوشیمیاییِ مغز دانست (یعنی همان تئاتر ذهنی)، عمدتا یادآوریِ خودآگاهِ این عهد است که بنوعی پایبندیِ ما بدان را تضمین می کند.

سوگند یک تئاتر ذهنی است که هرگاه ما آن را خودآگاه و یا ناخودآگاه به یاد آوریم و بشکل ارادی آن را بازی کنیم، همچنان پایبند آنیم!

{سوگند تئاتری ذهنی است که بشکل ارادی می بایست در جهان بازی شود… / پایبندی به سوگند یعنی بازی ارادی رویه ی سوگند!}

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.