سناریو (۲۱۹-۰۰۷)

(نمایش نامه)

امروز می خواهم از یک سناریوی محیرالعقول برای شما بگویم: سناریوی فیلم جهان خارج. بارها تاکید کرده ام که ما در دنیایی زیست می کنیم که تحت یک جبر مجهول، سناریوی جهان را رقم می زند. سناریویی که در لحظه نوشته می شود و تمامی نقش های آن همان چیزی هستند که هستند!

ما زمانیکه برای تئاترهای خویش در زمان های قدیم سناریو می نوشته ایم، عملا در حال گرته برداری از سناریوی همین فیلم جهان بوده ایم. فیلم و یا هر چیز دیگری در رابطه با هنر نمایش نیز بنوعی تقلید همین جهان بیرونی بوده است. ما فیلم ها را مبتنی بر یک سناریو کارگردانی می کنیم، سناریویی که به خواست بازیگرانش تغییر نمی کند. سناریویی که همانا نسخه ی بدیل جبر حاکم بر زیست جهان آدمی است.

هنرپیشه های تئاتر هرگز انتظار ندارند که سناریوی تئاترشان به خواست آن ها تغییر کند. ما نیز همچون بازیگران فیلمِ جهان نباید منتظر آن باشیم که سناریوی زندگی مان به صلاحدید و یا میل ما تغییر کند. پذیرفتن نقش مان در زندگی یعنی تن در دادن به جبر سناریوی آن.

{سناریو در تئاتر بنوعی نسخه ی بدیل و تقلید ناخودآگاه از جبر زیست جهان آدمی است.}

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.