آمار و طالع بینی (۰۷۰-۰۰۳)

خزعبلات طالع بینانه همچنان در هزاره ی سوم تقویم جهانی، قربانیان خویش را از میان گروه های نادان جامعه جذب می کند.

گروهای نادان حتما در برگیرنده ی آدمیانی بدونِ سواد آکادمیک نیستند، بلکه این نادانان می توانند طبیب، معمار، استاد مراکز آموزشی و سایر تخصص های دهن پُرکُنِ این چنینی نیز باشند. علم کمترین شکی در مُهمَل بودن این اراجیف نداشته و هیچگاه وقت ارزشمند خود را صرف این باصطلاح آموزه های کهنِ سرزمین های شرقی و غربی نخواهد کرد. در این نوشتار تلاش خواهم کرد که نشان دهم دو مورد از باصطلاح تئوری های شبه-علمیِ موجود (با تِم آماری – احتمالاتی) برای موجه جلوه دادن این مفت گویی ها، چیزی جز خشت بر آب نیستند:

یک) عده ای پیدا شده اند که ادعا می کنند مبتنی بر تحقیقات آماری توانسته ایم آدمیان را به ۱۲ گروه تقسیم کرده و با پیدا کردن شباهت های بنیادین بین آن ها متوجه شویم که این شباهت ها به درصد زیادی از توصیفاتی که طالع بینی از خصایل آدمیان متولد ماه های گوناگون به دست می دهد، تبعیت می کنند!!!

ایراد این رویکرد این است که متاسفانه بر این باور تکیه دارد که این مجموعه های خرافی، اول بار به همین شکل به دست و پا کردن قصه های خود اقدام نموده اند ولی در صورتیکه اینگونه نیست. نخست طالع بینی های توصیفاتی جعلی از خصایل متولدین ماه ها ارایه کرده و سپس این خودِ افراد بوده اند که تلاش کرده اند خویش را شبیه به این توصیفاتِ کلی (که تقریبا برای تمامی انسان ها بخاطر جامع بودگیِ بیش از حد مصداق پیدا می کنند) جلوه دهند، و نه بالعکس!

بعبارت ساده تر، افرادِ آگاه از این طالع بینی ها خصایل خود را از آن حیث که این دست آموزه ها بدآن ها اشاره کرده اند، پذیرفته اند نه اینکه چون واقعا به آن شکلِ خاص خود را دریافته اند.

دو) دوباره با مستمسک شدن به مطالعات آماری، مدافعین طالع بینی ها ادعا می کنند که اگر افراد را بشکل روانشناختی علمی مورد مطالعه قرار دهید و خصوصیات شخصیتی آن ها را لیست کنید، خواهید دید که به درصد زیادی به توصیفات هر یک از ماه ها که افرادِ مزبور در آن ها تولد یافته اند، نزدیک هستند!!!

در این ادعا یک خَلط مِتُدیک جدی و یک اشتباه نتیجه گیری نهفته است. ایراد متدشناختیِ این استدلال این است که مطالعه ی آماری در رابطه با پدیده هایی که همبستگی آن ها بشکل علمی اثبات نشده باشد، راه بجایی نخواهد برد. این بدآن معناست که اول از همه، مدافعین طالع بینی می بایست همبستگی این دو مسئله (یعنی متولد ماهی خاص بودن و داشتن خصوصیاتی مشخص) را بطریقی علمی اثبات کنند و سپس در صورت چنین اثباتی با انجام مطالعه ی آماری دست به نمایاندن درصد آماری این همبستگی بزنند.

قاعدتا تمامی پدیده هایی که هیچ گونه ربطی به هم ندارند نیز با انجام یک مطالعه ی آماری، به هم مرتبط قلمداد خواهند شد. مثلا مطالعه ی پدیده ی جوش روی بینی همسایه ی ما در تهران و وضعیت آب و هوای شهر لندن. با یک مطالعه ی آماری کذایی، این دو پدیده به درصد بالایی به هم مرتبط نشان داده خواهند شد. ایراد نتیجه گیری معهود نیز در رابطه با پیش داوری نسبت به نفس چنین شباهت هایی است. بعبارت دیگر مدافعین خرافه های طالع بینانه عملا همان پیش فرض خود را نتیجه می گیرند و نه چیزی دیگر!

در پایان لازم به ذکر است که ادعاهای مدافعین طالع بینی و سایر جادوگری های نسل جدید به این دو مورد محدود نمی شود، اما هدف در این نوشتارِ کوتاه اشاره به دو شق از مهمترین آن ها که داعیه ی صحت آماری – احتمالاتی برای گفته های خویش را دارا هستند، بود… قطعا خواننده ی آگاه از بُطلانِ سایر ادعاهای شبه علمی این صنف به نیکی آگاه است.

یک دیدگاه برای “آمار و طالع بینی (۰۷۰-۰۰۳)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.