سرگرمی (۲۱۴-۰۰۷)

گاهی اوقات ملعبه ای برای خود پیدا می کنم و آن را در مقام سرگرمی زندگی خویش می نشانم، غافل از اینکه هر چه در این جهان در نقش سرگرمی ظاهر شود بزودی به عدم خواهد پیوست. از اینروست که همواره تلاش کرده ام که در این زندگی موجود در این جهانِ ….. به چیزی دل نبندم.

این جهان بی وفاتر، نامردتر و لامروت تر از این حرفهاست که بخواهی در آن برای سرگرم شدن به چیزی دل ببندی، زیرا دل بستن و ترس از دست دادنِ آن، شروط لازم و کافی برای نابود شدن آن چیز است. به همین کوتاهی!

سرگرمی ما در زندگی می بایست سرگرمی نداشتن باشد. فقط و فقط در این صورت است که واقعا سرگرمیم! سرگرمِ سرگرم نبودنمان.

مدت هاست که به این نتیجه ی بزرگ رسیده ام که سرگرمی هر آن چیزیست که اسباب آرامش ما را فراهم آورد از اینرو: “تنها نشستن و فکر کردن تنها به فکر نکردن، تنها راهِ آرامش ماست.”

هر چیزیکه ما را آرام کند، ما را سرگرم کرده است و بالعکس! اگر به دنبال سرگرمی در جهان تهی خارج از این یگانه وجود خویش باشیم، نه تنها آن را نخواهیم یافت، بلکه آرامش خود را نیز باطل خواهیم کرد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *