سرگذشت (۲۱۲-۰۰۷)

سرگذشت یعنی آنچه که از بد یا خوب روزگار بر سر ما نازل شده و یا بهتر است بگویم که بر سر ما، آمده است. قاعدتا آدمی، خود در کهنسالی می تواند نسبت به سرگذشت خویش قضاوت صحیح داشته باشد و بهترین قضاوت عملا قضاوت دیگران پس از مرگ هر یک از ما پیرامون سرگذشتمان است.

وقتی کسی به هر دلیلی احساس خوشبختی می کند، تمامی اتفاقات بدِ سرگذشت خویش را با بهجت و حلاوت خاصی نقل می کند، انگار که هرگز اتفاقات بدی نبوده اند. اما برعکس، فردی که بگمان خود بدبخت است، حتی از اتفاقات خوش سرگذشت خود، بشکل دلنچسب و زننده ای یاد می کند.

نکته ای که در اینجا می خواهم یادآوری کنم این است که ما هرگز و هرگز نباید حال کنونی خویش را مبنای قضاوتمان نسبت به کل سرنوشت خود قلمداد کنیم. آن چیز که حایز اهمیت است، نگریستن به سرگذشت خویش از منظر ابدیت و با عینک واقع بینی و پرهیز از هرگونه قضاوت عاطفی است. در غیر اینصورت همه ی ما به اندازه ی غم ها و شادی هایمان، سرگذشت بد و خوب خواهیم داشت.

{سرگذشت همان سرنوشت نیست.}

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.