سرخوشی (۲۱۰-۰۰۷)

سرخوشی پدیده ی عجیبی است. وقتی که به دلیلی سرخوش هستی، حتی مصائب زندگی برایت دلچسب بنظر می آیند. دیگر حتی گیر کردن در ترافیک هم لذت بخش است. برخی ها می گویند که جهان ما انعکاس ذهن ماست. من می خواهم این گفته را امروز بطریقی اصلاح کنم.

خانمی که زیاد به رنگ آبی علاقه نداشت، مداوما وسایل منزل خود را از آن جهت که آبی رنگ بنظر می رسیدند، عوض می کرد اما همواره نتیجه همان چیز دل نچسب بود. پس از مدت ها رنج بردن نهایتا پی برد که لامپ اتاقش آبی است و از اینرو همه ی چیزها در پرتو تابش این چراغ، آبی رنگ بنظر می رسند.

این داستان مرا به یاد پروژکتور مجموعه ی ذهن – روان می اندازد. این پروژکسیون را من لامپِ روان می خوانم. لامپِ روان ما در مواجهه با هر پدیده ی روانی، نور خود را بر آن ها می تاباند و سپس بازگشت این نور است که دیدن و فهمیدن آن پدیده ها را محقق می کند.

اگر لامپ روان ما، پرتوهای سرخوشی را بر چیزهای اطرافمان بتاباند، حتی مشکلات نیز، سرخوشانه خواهند بود.

{سرخوشی کیفیت روان ماست که بر چیزهای اطراف سایه می افکند.}

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *