محیط و نقش آن در اعمال ناسازگار (۰۶۹-۰۰۳)

عمده ی اختلالات رفتاری ما آدمیان از آنجایی نشات می گیرند که کمتر به خودِ ما مربوطند و آن مسئله چیزی جز محیط نیست.

همه ی ما در برهه هایی از زمان بعضا از سوء رفتارهای خود نزد خود شکایت می کنیم و اگرچه می دانیم که رفتارمان ناپسند است اما در عمل کوچکترین اراده ای در مقابله با آن نداریم. علت همانطور که در بالا گفته شد، محیط است. محیط فاکتوری است که در بررسی اختلالات رفتاری می بایست بشکل جدی مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد.

اینکه کسی زیاد دروغ می گوید تا درصدی به خود وی وابسته است، اما درصد بیشترِ آن به محیط بر می گردد، محیطی که با تنش هایش و با ابزارهای تنبیهش شرایطی را فراهم می آورد که وی دروغگو باشد زیرا با دروغگو بودن است که می تواند بقای خود را در چنین محیطی تضمین شده بیانگارد. بعبارتی رفتارهای ما عمدتا بهترین پاسخ ها به مقتضیات محیطی در راستای حفظ بقایمان می باشند.

بارها از اپیدمی شدن فرهنگ لاتی در میان جوانان این کشور شکوه کرده ام و امروز نیک می دانم که محیط در شکل دهی به این ناهنجاری اجتماعی بسیار مهم بوده است. جوان فکر می کند که برای پذیرفته شدن در میان گروه همسالان می بایست که اینگونه حرف زده، راه رود و رفتار کند. محیط بشکل مستقیم و غیرمستقیم شرایط را برای ورود هرچه بیشترِ جوانان به این خط مشربی آماده می سازد و نهایتا این جوان ماجراست که در عمده ی موارد علی رغم میل باطنی به این منجلاب کشیده می شود.

منفک کردن آدمی از محیطش، کار بسیار دشواری است. این ارتباطاتِ رفت و برگشتیِ تنگاتنگ بین محیط و آدمی هستند که هر دو آن ها (محیط و آدمی) را ساختار می دهند. محیط، آدمیان را می سازد و آدمیان کیفیت آنچنانی محیط را در آن ابقاء می کنند. جا دارد که در بررسی و ریشه یابی مشکلاتِ رفتاری مان به محیط نیز بسیار بها دهیم تا زحمتی که در راه اصلاح خود می کشیم، بی نتیجه باقی نماند؛ از آنجاییکه حل بسیاری از مشکلات بدون ملاحظات محیطی عملا ناممکن است… زیرا که زلال ترین آب نیز در تُنگی قناس، گوارا قلمداد نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *