سادگی (۲۰۴-۰۰۷)

این همیشه برای من سخت بوده است که بفهمم چرا ساده بودن، ساده نیست. همواره در تمامی لحظاتِ زندگی به خود نهیبِ سادگی زده ام. بر سر خود داد و فغان کرده ام که می بایست ساده بود. می بایست خاکی بود. می بایست با مردم فقیر و بینوا هم سفره شد و از سادگی آن ها بهره ها جست.

آدمیان اُمّی معمولا بسیار ساده هستند. ذهن آن ها به بهترین شکل ممکن غریزی و عاری از هرگونه پیچش اندیشه هاست. هرگاه می خواهند، می خورند، می خوابند، خشمگین می شوند و جِماع می کنند، درست همانند حیوانات. سادگی و بی مُحابا بودن زندگی شان می تواند درس های زیادی برای خواص کمالگرا داشته باشد. سادگی همواره با نوعی حیوانیت همراه است. حیوانیتی که مرا به یاد تز وحشی نجیب روسو می اندازد.

پیرزنی از طبقه ی عوام که بیش از ۹۰ سال عمر شاد و عاری از هرگونه چالشی را پشت سر گذاشته بود، روزی می گفت: “آدمی نباید حرف های جدی و حسابی بزند. چون حرف حسابی خنده دار نیست. فرد می بایست چرت و پرت بگوید، زیرا که چرت و پرت خنده آور است و این دست حرف ها می بایست که حرف های آدمی باشند.” بنظرم ایشان مجسمه ی سادگی بوده است.

{سادگی ساده نیست.}

یک دیدگاه برای “سادگی (۲۰۴-۰۰۷)

  1. سادگی برای خواص ساده نیست
    خاص بودنم برای انسانهای ساده
    باز به نظر من اولی ممکنه حداقل میتونن اَداشو در بیارن ولی دومی محاله

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *