زیبایی (۲۰۱-۰۰۷)

همه ی آدمیان بالطبع خواهان منافع خویش هستند، از این رو عمدتا بنفع احساسات خویش استدلال می کنند. این قضیه حتی شامل حال قضاوت های ما من باب امر زیبایی نیز می شود. آن چیزی زیباست که احساس ما را ارضاء می کند و سپس این ما هستیم که برای این قضاوت های عاطفی – احساسی و ناخودآگاه خویش، بمدد زبان و با سرپوش عقل، منطق سازی و استدلال تراشی می کنیم.

اما همه چیز از همان احساس می جوشد و احساس چیزی نیست جز برآیند فهم های انباشت شده در روان آدمی که تحت تاثیر نیروهای غریزی سر بر می آورند و عمدتا انتفاع حداکثری خویش را دنبال می کنند. انتفاعی که غایتش مقتضیات جسمانی ماست، مقتضیاتی که از طبیعت و ژن های ما می جوشند و همین جوشش ناخودآگاه است که تجربیات آدمی را محقق می سازد.

این جای تعجب ندارد که بگویم حتی ژن های ما تجربه های ما را سبب می شوند و تجربیات انباشت شده در روان ما همان وجه عملی ژن های ما هستند. با این تفاصیل، برای من، زیبا آن چیزی است که بیشتر با خواهش های غریزی من همنوا باشد و زشت آن چیزیست که کمتر مرا به منافع غریزی ام برساند…

{شاقول زیبایی غریزه ی ماست…}

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.