زندگان (۱۹۹-۰۰۷)

هیچ کس به دنیا آمدن خویش را به یاد ندارد. به دلایل مختلف!

از نظر علمی: ساختار مغز هنوز آنچنان رشد نکرده است که تفکر و یادآوری را ممکن سازد.

از نگرگاه فلسفی: می توان قایل به این اصل بود که روان فرد در بدو تولد هنوز آنچنان از صور مختلف انباشت و پر نشده است که مقایسه ی آن ها با ورودی های جدید به فهم منتهی شود. از آنجاییکه فهم همانا مقایسه ی داده های ورودی و یا بهره جستن از داده های انباشته نزد آدمی با داده های انباشته شده ی قبلی است، یک روان عاری از صُوَر و فهم ها، صرفا دریافت کننده است و نه تحلیل کننده. اگر تحلیلی در کار نباشد، آنگاه تفکر و یادآوری ممکن نخواهد بود.

جدا از این مقوله، هیچ کس مرگ خود را نیز به یاد نخواهد داشت. از آنجاییکه وقتی مرگ رخ دهد ما دیگر آنجا نیستیم که آن را تجربه کنیم. ما فقط نزدیک شدن به آن را تجربه خواهیم کرد و نه خودِ آن را! پس، زندگان جاودانه هستند (حداقل برای خود). این زندگانی برای منِ زنده جاودانه است و غم ها و شادی هایش نزد من، ابدی خواهند بود. زندگان جاودانه خواهند زیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.