زمان (۱۹۷-۰۰۷)

کیهان بشکل همیشگی در حال حرکت است. این حرکت، ذاتی بودن است و خود، به خود آگاه نیست. این توده ی ماده ی در حال حرکت در طول مسیر حرکت بی مسیر خود، کیفیات مختلفی پیدا می کند. یکی از این کیفیات، آگاهی آدمی است که یکی از خواص ماده ی در حال حرکت مغز آدمی می باشد.

در ماده ی مغزِ موجودی هوشمند چونان آدمی، درکی از این حرکت پدید می آید که ذاتی همان مغز است. این حرکتِ ادراک شونده که به حواس آدمی آمده است، منتهی به رسیدن به شناخت مفهومی می شود که ما آن را زمان می نامیم. زمان عملا کوچکترین حرکت قابل ادراک بتوسط آدمی است.

زمان همان ما به ازای ذهنی حرکت است. بدون حرکت، زمانی موجود نخواهد بود. پس زمان را می توان به حرکت تحویل کرد و حرکت را طبق نظریه ی روابط بنیادین به ماده-رابطه (S-R) فرو کاهید. اتمِ هستی، S-R (اَبَرتقارن ماده-رابطه) است. زمان همان کوانتوم حرکتی قابل ادراک برای آدمی است.

کیفیات آگاهیِ آدمی از این رو بر داشتن درکی از زمان بسیار موثر است. البته این زمان، زمان برای آدمی است، بعبارتی یک زمان فلسفی در پهنه ی هستی و نه یک زمان فیزیکی در پهنه ی کیهان…

{زمان برای آدمی (زمان فلسفی) و نه زمان فی النفسه (زمان علمی)، یک مفهوم شناختی است…}

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.