زبان (۱۹۵-۰۰۷)

زبان را می توان شاقولی برای تقسیم بندی ساحات گوناگون هستی آدمی دانست. هستی زبانی و هستی نازبانی. بجای لغت هستی می توان از واژه ی جهان نیز استفاده نمود.

دنیایی که بر حواس آدمی تاثیرگذار است، یک دنیای نازبانی است. جهان متعینِ بیرونی عملا همان ساحت نازبانی وجود است. هستی زبانی آدمی نیز آن ساحت مدل های ایشان برای تبیین جهان متعین است. البته همانطور که از اسم آن نیز مشخص است، دنیای زبان را نیز می توان در دل همین ساحت زبانی متصور شد.

پرسشی که به ذهن خطور می کند همانا ارتباطات فیمابین این جهان نازبانی با این جهان زبانی است که از آن به رئالیسم زبان-شناختی یاد می کنیم. این یعنی اینکه چه تعاملی و یا بهتر است بگوییم چه تناظری ما بین این دو جهان می توان متصور گشت.

صرفنظر از هر گونه نظریه پرازی در این باب، فقط بعنوان گام اول می توان قایل به این اصل بود که تقدم با جهان نازبانی است. این جهان نازبانی است که مناسباتش، مناسبات اولیه و ذاتی هستی را شکل می دهد. اما آدمی راهی ندارد که آن را بمدد زبان بشناسد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.