روزمرگی (۱۸۸-۰۰۷)

در فیلم سینمایی روز گرآوند هُوگ (The Groundhog Day) مقوله ی روزمرگی به زیبایی نشان داده شده است. فردی در یک روز ثابت گیر می افتد و گیر افتادن و ماندن در یک روز ثابت تلویحا یعنی روزمرگی. شخصیت این داستان تمام تلاش خود را می کند که خویش را بنحوی از این روز جهنمی نجات دهد اما هیچ چاره ای نیست و وی عملا زندانی این روز است. حتی خودکشی نیز راهگشا نیست و توانایی رهاندن وی از این روز تکرار شونده را ندارد.

من در اینجا قصد ندارم که قصه ی فیلم را برایتان تعریف کنم، قصد من از اشاره به آن همانا مشخص کردن نکته ی اصلی داستان است. همانطور که در فیلم می بینیم، این کاراکتر هنگامی از این دام می رهد که عملا بدان عادت می کند و سعی می کند با آشنایی ای که به تمامی جزئیات این روزِ تکراری دارد، بهترین بهره را از آن ببرد. بلی! راهِ نجات و مَفَر ما از تله ی روزمرگی بعبارتی تلاش برای لذت بردن از همین روزمرگی ها و همچنین استفاده ی حداکثری از زمان است…

{راه نجات از روزمرگی ها، لذت بردن از آن هاست…}

2 دیدگاه برای “روزمرگی (۱۸۸-۰۰۷)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.