روح زمانه (۱۸۷-۰۰۷)

(جان زمانه)

تسایت گایست (Zeistgeist) یا روح زمانه ی دوره ای که من در آن بسر می برم، قاعدتا از نظر کمال، بسی کاملتر از دوره های پیشین است اما هنوز تا وضعیت مطلوبِ من راه درازی در پیش رو دارد. این روح در حرکتی دیالکتیکی، مسیر کمال خود را می پیماید و در این جریان فرگشتی و بدون بازگشت بشریت به سمت متعالی تر شدن، رهسپار می شود.

تصور کل بدون داشتن تصوری از فرد ممکن نیست از اینرو بدون داشتنِ تصوری از کمال آدمی، بضرورت عقل داشتن تصوری از کمال آدمیت و یا بشریت نیز ممکن نخواهد بود. این کمال در سطح فرد فرد آدمیان همانا رسیدن به تعادل است و در سطح جامعه نیز این تعادل مقوله ی ای حیاتی است.

تعادل برای آدمی داشتن اراده ای قوی است که بتواند غریزیات وی را تعدیل کرده و ایشان بتواند خود را تسلیم فطرت (عقل آدمی) نماید. برای جوامع نیز یک اراده ی جمعی برای مقابله با غریزه ی جامعه که در صدد انتفاع بی حد و مرز مادیات جامعه است، موضوعیت پیدا می کند و نقش تاریخ در این جا بعنوان چراغی برای آینده با اهمیت است.

تاریخ همچون گذشته ی آدمی همان تجسد عقل عملی است و لاغیر!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *