دیوانه (۱۷۶-۰۰۷)

روزی مردکی دهن گشاد، کوته فکر و نادان که از گفتن کسوتش بشکل عامدانه خودداری می کنم در ….. در حال وراجی بود و برای مجاب کردن مخاطبان تمثیلی بیان نمود که نه تنها در راستای بحث نبود بلکه موجبات تکدر خاطر من و یحتمل سایرین را نیز فراهم کرد. وی گفت: “دیوانه کسی است که خود هیچگونه غم و رنجی ندارد اما برای سایرین اسباب دردسر و رنج است”!!!

این گفته بسیار بسیار از حقیقت و هر گونه ژرف اندیشی به دور است. اولا من از این واژه بهره نمی جویم چونکه آن را متاثر از خرافات سنتی می دانم. در گذشته گمان بر این بود که چنین افرادی تحت نفوذ دیو و دروج هستند و بدین سبب اینگونه رفتار می کنند، از اینرو خود را بر حق می دانستند که با آن ها با توسل به هر گونه شقاوتی رفتار کنند.

اما امروزه بمدد دانش و علوم مختلف می دانیم که این قضیه جوکی مضحک بیش نیست. رنج های روانی سخت ترین رنج هایی هستند که بر آدمیان وارد می شوند و خودِ فردِ روان رنجور بیش از هر کس دیگری از آن ها آسیب می بیند. ای کاش همه ی ما این را بزودی درک کنیم.

{دیوانگی (جنون) راه حل ماقبلِ آخر بشر برای رهایی جستن از مصائب زندگی است. و راه آخر، مرگ است.}

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.