دیگران (۱۷۴-۰۰۷)

“دیگران” جهنم ما هستند. حتی دیگرانی که بسیار دوستشان می داریم. فرقی نمی کند که دوستشان بداریم و یا بقول معروف؛ زبانم لال از آن ها متنفر باشیم، حضور آنان اسباب تالم خاطرمان را فراهم می آورد.

خوردن غصه ی دیگران و غصه ای که از دیگران بر ما عارض می شود، لحظه ای ما را رها نمی کند. متاسفانه حتی مورد تجاهل قرار دادن آنان نیز همچون توجه کردن به آن ها آدمی را دچار تعارضات درونی می کند. از طرفی دوستشان داریم و از طرف دیگر تحملشان برایمان سخت است. حتی داشتن رویکرد منطقی در مراوده با آنان نیز نهایتا راه به جایی نمی برد. راه برون رفت از چنین مخمصه ای چیست؟! چگونه می توان هم با دیگران بود و هم نبود؟!

این پرسش ها ذهن کنجکاو مرا لحظه ای رها نمی کنند. شاید برای کسی که هرگز به این پرسش نرسیده است، پاسخ دادن به آن لازم نباشد اما همین که پرسش مطرح شد، پاسخ آن را یافتن الزامی می نماید. پاسخ من یک پاسخ عملی است. من همواره سعی کرده ام که در میان دیگران باشم، نه برای دیگران و نه حتی با آنان. این راهبرد قدری مایه ی تسکین من است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.