دوستی (۱۷۰-۰۰۷)

دوستی اتحادی بین دو تن و یا بیشتر است که بمجرد همین اتحاد افراد ذیربط، آن حال روانی را تجربه می کنند. حالی که مجموعه ای است از خنده ها، غصه ها، ترس ها و هم سرنوشتی های مشترک. من این حال را تجربه کرده ام و چُنان لذتی از آن برده ام که آن لذت را با کمتر چیزی می توان مقایسه نمود.

در آن حال، همه چیزِ ما با هم در اشتراک می شود. بقول معروف دست هایمان در جیب های یکدیگر است. پیوندِ بین دوستان ناگسستنی می نماید. حالِ خوشی فضا را پُر می کند و همگان خود را بسی قدرمندتر از هر زمان دیگری احساس می کنند. همه یک تن می شوند.

حسِ ارزشمندی را در هم تقویت می کنند؛ چشم بر خطاهای همدیگر می بندند، همدیگر را همانگونه که هستند، دوست می دارند و بطور کل بدون هرگونه کینه ای در کنار هم و دوش به دوش هم بادیه های سختی را پشت سر می گذارند.

هم افزایی میان جمع دوستان بی بدیل است. من این دوستی ها را تجربه کرده ام… دوستی هایی فضیلت محور که اگر روزی در حال احتضار باشم، حتما آن ها را دوباره به خاطر خواهم آورد. دوستی هایی جاودان…

{دوستی همچون سالی است که تنها فصل بهار دارد…}

2 دیدگاه برای “دوستی (۱۷۰-۰۰۷)

  1. شخصا دوستی را توی چهار فصل تجربه کردم و نهایتا به این نتیجه رسیدم دوستی چهار فصل استحکام بیشتری داره
    بهاری دلتگه تابستون میشی و وقتی تابستون شد دنباله یه روزایی تو زمستونی و وقتی پاییزی شدی هم بهارو میخوای هم تابستونو و وقتی زمستونی شدی منتظره بهاریو یاد تابستونی ….
    دوستی همچو سالیست که چهار فصل را دارد …. یکنواختی عمر دوستی را کوتاه و انگیزه برای رفتن را زیاد میکنه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.