درگذشتگان (۱۶۲-۰۰۷)

سن همواره برای من مقوله ای مهم بوده است. به یاد دارم اولین چیزی که نسبت به مشاهیر به یاد می سپردم، سن آن ها بود. طول عمر آنان!!! این قضیه برای من از آنچنان اهمیتی برخوردار بود که برای آن منطق تراشی ها کرده بودم.

البته اگر یک نگاه اجمالی به طول عمر فلاسفه و دانشمندان بیاندازیم، بلادرنگ خواهیم دریافت که عمدتا طول عمر زیادی دارند. این شاید از آن جهت باشد که نظم ذهنی بنوعی در کالبد جسمانی هبوط می کند و یک جسم منظم، طویل العمر خواهد بود.

من عمر ۱۰۰ سال را بسیار می پسندم اما نمی دانم که آیا می توان ۱۰۰ سال رنج زندگی را تحمل کرد و سپس درگذشت؟! وقتی به درگذشتگان فکر می کنم؛ علی الخصوص به آنانی که یاد نیکی از آن ها به جا مانده است؛ به آن ها غبطه می خورم.

مثل کودکی روفوزه که به همکلاسی خود که امتحانات را با موفقیت پشت سر نهاده و با خیال راحت تابستان را یک سره به بازی کردن خواهد پرداخت، به حال درگذشتگان حسرت می خورم.

فکر می کنم که این احساس معلول ….. من است؛ اما خوش بحال درگذشتگان! آنانی که کامل گشته و دیگر نیستند…

{خوش بحال درگذشتگان…}

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.