جهل (۱۳۲-۰۰۷)

(نادانی)

جمله ای معروف در زبان انگلیسی می گوید: “آنچه را که من ندانم، نمی تواند بمن آسیب زند.” عنوان این نوشتار جهل است. قطعا آن چیزی که من ندانم برای من مجهول است. واقعا و حقیقتا مجهول است. اما من می خواهم از نوع دیگری از جهل صحبت کنم. داشتن جهلی ارادی نسبت به چیزی! یعنی چیزی را مورد تجاهل قرار دادن!

ضدیت ها از آن دسته چیزهایی هستند که می بایست مورد تجاهل قرار بگیرند. ضدیت یعنی بدخواهی که اینگونه بودنش در گذر زمان مسجل شده باشد. چنین فردی اگرچه بمدد حواس ما احساس می شود و واقعا برای ما موجود است اما می توان با داشتن رویکردهایی نسبت به ایشان، ایشان را حقیقتا موجود نپنداشت.

وقتی مدتی بشکل ارادی به چیزی نیاندیشیم، وقتی برای مدتی بشکل ارادی تحلیل داده های دریافتی از وی را بشکل ارادی دنبال نکنیم، آن هنگام وی دیگر برای ما موجود نیست. وی می میرد! وی هستی اش، نیست می شود! ضدیتی (con.) که مورد تجاهل ارادی قرار گرفته است، به مرور زمان، بشکل غیرارادی نیز مورد تجاهل خواهد بود و نیست شده و دیگر آسیبی از وی متوجه ما نخواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.