جهان بینی (۱۳۱-۰۰۷)

جهان بینی از اهمیتی حیاتی در زندگی آدمی برخوردار است. همه ی آدمیان جهان بینی دارند ولو آنکه ندانند. مثل اینکه همه ی آدمیان راه می روند و یا غذا می خورند اما به سازوکار آن ها واقف نیستند. آن ها هم مبتنی بر یک جهان بینی (در بدترین حالت آن مقتضیات غریزه) رفتار می کنند ولو آنکه نتوانند آن را زبانی کنند. اجازه می خواهم که مشخصا پیرامون جهان بینی ….. صحبت کنم.

در این جهان بینی بعد از آنکه فرد خود را به اخلاقی زیستن امر کرد (با علم به این قضیه که اخلاق کشف قواعد عقل در ساحت عمل است)، تلاش می کند که رویه هایی دست و پا کند که بدان ها اندیشیده باشد و با توجه به مختصات خود آن ها را نزد خود نگاه دارد؛ رویه هایی که شاید نتوان آن ها را به دیگران سفارش کرد (و این بخاطر متفاوت بودن مختصات آدمیان متفاوت است)، سپس این فرد خود را به پایبندی به آن ها امر می کند تا ضمانت اجرایی برای آن ها برایش ماهیت پیدا کند.

در ….. ما هرگز تلاش نمی کنیم که غریزیات را رویه محور کنیم و یا رویه هایی ضدعقل عملی داشته باشیم، بل تلاش داریم که الزاماتی برای رویه های عقل محور زندگی خود، نزد خود خلق کنیم!

{جهان بینی ….. می تواند مجموعه ای از بیشمار رویه باشد…}

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *