توهم (۱۱۹-۰۰۷)

(پوچ پنداره)

توهم یعنی داشتن احساسات، ادراکات و به تَبَع آن ها شناختی که با واقعیت بیرونی متناظر نیست. توهم در درجه ی اول می تواند بخاطر نقص سیستم مغز آدمی بشکل وراثتی یا اکتسابی رخ دهد و یا اینکه تحت تاثیر روانگردان هایی همچون مواد مخدر، الکل و غیره بروز کند. البته بیش از هشتاد درصد توهمات آدمی ریشه ی ژنتیکی دارند. گاهی نیز این مقوله نهان است و در اثر مشکلات زندگی فرد رخ می نمایاند.

وهم، حالت مغزی – روانیِ بسیار ناخوشایندی است. صرف نظر از دیدن یا شنیدن و یا سایر توهمات اثر گذرانده بر حواس، توهم، دادن کیفیاتی غریب به واقعیات زندگی است که این واقعیات در کنه خود عاری از هر کیفیتی این چنینی هستند بگونه ای که فرد متوهم دیگر قادر نخواهد بود آن چیزها را از کیفیتشان تمییز دهد. مثلا برای وی برادرش دشمن است و پس از تجربه ی طولانی مدت توهم بخاطر دیالکتیک ذهن، دیگر دشمن یعنی برادر و غیره…

البته لازم است که بگویم زندگی خود یک رویا بیش نیست، رویایی فقط یک درجه واقعی تر از آن رویاهایی که شب ها می بینیم… بدین سان همه بنوعی از توهم رنج می بریم…

{توهم یعنی خواب دیدن در حین بیداری… و بالتبع عدم امکان تمایز قایل شدن بین واقعیت و رویا…}

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.