تفکر (۱۰۲-۰۰۷)

(اندیشش)

بشکل کلاسیک، ما تفکر را رفتن از مجهولات به معلومات می دانستیم و این یعنی اینکه بمدد معلوماتی که از قبل برای ما به دست آمده اند، مسایل مجهولِ دیگر را برای خود معلوم بسازیم. تفکر چیزی نیست جز یک تئاتر ذهنی! آدمی هنگامیکه به تفکر می پردازد، عملا در حال تماشای تئاترهای ذهنی خویش است.

این تئاترها در صحن تماشاخانه ی ذهن وی یا بتوسط خودِ فردِ درگیرِ تفکر بشکل خودآگاه و یا بتوسط جنبه های غیرارادی وجود ایشان بشکل ناخودآگاه کارگردانی می شوند. هرگونه نمایشی را که بتوان بر روی صحنه برد، عملا مقولاتی است که آدمی می تواند به آن ها بیاندیشد. مرزهای تفکر آدمی عملا مرزهای قابلیت های ذهن ایشان در شکل دادن به تئاترهاست.

چیزی را که آدمی نتواند به صحنه برد، نمی تواند بدان بیاندیشد و این خود دلالت بر نوعی تجربی بودن موضوعات تفکر دارد. همانطور که در بالا گفته شد، تفکر برخلاف نظر عده ای از صاحبنظران صرفا مقوله ای خودآگاه و ارادی نیست. در کل چیزی کمتر از ۲۰ درصد تفکرات آدمی، ارادی انجام می پذیرند…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.