تصادف (۰۹۴-۰۰۷)

(هم-رخداد)

تصادف در زبان عامیانه و در حوزه ی منطق و علوم، معانی متفاوتی را به ذهن متبادر می سازد. من از معنای عوامانه ی آن چشم پوشی کرده و معنی دوم آن را بر می گزینم. چیز تصادفی آن واقعه ای است که قبل از وقوع، نتوانیم احتمال وقوعش را دقیقا محاسبه کنیم و پس از وقوع آن عمدتا شوکه شویم.

زنجیره های علل از پیرامون، آدمی را محاصره کرده اند. این زنجیره های علل از مدت ها پیش آغاز شده و هر علتی معلولی را سبب می شود که خود آن معلول می تواند علتی برای معلول دیگری باشد. این تصادفات واقع شونده عملا معلولی در یکی از جایگاه های اثرپذیر از زنجیره است که ما در آن قرار داریم. این زنجیره های علل آنچنان پیچیده و بیشمار (عددی بسیار بزرگ) هستند که ما هرگز نمی توانیم به همه ی آن ها اشراف داشته باشیم.

واژه ی تصادف عملا سرپوشی بر جهل ما نسبت به پیش بینی وقوع پدیده هاست. عملا مادامیکه ما نسبت به پدیده ها و زنجیره هایی که آنان در آن واقع می شوند، جاهل هستیم؛ همه-چیز برای ما حکم تصادفی خواهد داشت. در چنین دنیایی جهل ما نسبت به شرایط اولیه ی زنجیره ها و وقایع در خلال آن ها مسبب تصادفات است.

{نظام کیهان (در سطح آدمی / دنیای میانه) یک نظام جبری است و یک نظام جبری عاری از هرگونه تصادفی است. تصادف لغتی مجعول برای سرپوش نهادن بر جهل ما نسبت به پیش بینی وقوع پدیده هاست.}

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.