تجربه (۰۸۸-۰۰۷)

(آروین)

یکی از راه های کسب معرفت بقول کنفوسیوس مقوله ی تجربه است. البته از زمان سنت فلسفه ی کلاسیک یونان، تجربه را بنوعی کار عُرفا دانسته و فلاسفه تمایلی به پرداختن به تجربه نداشتند. این نگرش پس از حکمای خردگرای یونانی قرن ها مشرب حاکم بر فلسفه ی مدرسی قرون وسطی بود تا زمانیکه نحله ی تجربه گرایی با نقد آن بنوعی پایه های علم امروزه را پایه گذاری کرد.

در علم امروز ما برای حصول معرفت نیازمند سامان دادن اطلاعات تجربی در ظرف منطق (عمدتا از شق ریاضی آن) خواهیم بود. برای فلاسفه ی تجربه گرا، تجربه بنوعی دانش ناب بود اما برای فلاسفه ی امروزی تجربه صرفا یکی از پایه های اساسی معرفت علمی است. تجربه اساسا رویارویی سوژه ی شناسا با پدیده ای است که محل اثرش حواس آدمی است.

البته حالات و تجربیات درونی نیز گاهی بر آدمی مستولی می شوند که همه ی آنان را می توان همچون تغییرات حالات بیوشیمیایی مغز آدمی دانست. تجربه از هر دو قسم آن یعنی چه بشکل بیرونی و یا چه بشکل درونی، دروازه ای برای کسب معرفت بوده و می بایست در کنار عقلانیت، آدمی را به شناخت رهنمون شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.