آلیس بسوی سرزمین عجایب (۰۵۷-۰۰۳)

آلیس دوباره دلتنگِ بودن در سرزمین عجایب است. لباس های خود را از گنجه بیرون آورده، می پوشد و از خلال آینه خود را به آنجا می رساند. دوستان سابقش سر میز صبحانه دور هم گرد آمده اند.

آلیس به آن ها می پیوندد و همگی با هم مشغول صرف صبحانه می شوند. آلیس دست خود را دراز می کند که قوری را بردارد اما قوری جاخالی می دهد و دست آلیس به جایی نمی رسد. آلیس این حرکت را چندباری تکرار می کند و هنگامیکه بالاخره قوری را می گیرد، قوری به یک تکه کیک کشمشی مبدل می گردد.

– آلیس با ناراحتی می گوید: “این جا دیگر چه دنیایی است! همیشه اتفاقات خارج از برنامه رخ می دهند و تو نمی توانی برای چیزها طرح ریزی کنی. در دنیای ما همه چیز بر اساس اصول رخ می دهد.”

– گربه ی خندان که از عبارت “بر اساس اصول” چیزی دستگیرش نشده است، بلافاصله پرسش می کند: “مگر در دنیای شما اتفاقات چگونه رخ می دهند؟”

– آلیس بی درنگ جواب می دهد: “در دنیای ما همه ی چیزها از قوانینی تبعیت می کنند. یک قوری هیچ وقت به اراده ی خود حرکت نمی کند. هیچ وقت به چیز دیگری مبدل نمی گردد. از این رو شما می توانی هر وقت که خواستی و اراده کنی با یک چای گرم از خود پذیرایی کنی. اما گویا در سرزمین عجیب شما اینگونه نیست!”

گربه هاج و واج به آلیس نگاه کرده و سپس با قهقه ی خود سایر اعضاء دور میز را نیز به خنده و ریسه وا می دارد.

– گربه: “عجب دنیای مزخرفی!”

– آلیس با جدیدیت تمام ادامه می دهد: “شما نبایستی که یک جهان منظم را مزخرف قلمداد کنی!”

– گربه ی خندان در حین سرکوب خنده ی خود می گوید: “من حاضر نیستم که در آن جهان باصطلاح منظم زندگی کنم. دنیایی که در آن قوری ها همیشه قوری هستند، دنیای کسالت باری است. هیجانِ زندگی به این است که ندانی فردا قوری چگونه بازی ای بر سر تو در خواهد آورد. بنظرم جهان ما برای ساکنانش جهان منظم تری است. شاید اگر تو نیز در اینجا به دنیا آمده بودی، حالا همین نظر را می داشتی و نظم را همین چیزی ارزیابی می کردی که ما می کنیم. شاید نظم همان چیزی است که همواره آن را دیده ایم.”

گربه این را گفت و شروع کرد به خوردن کیک کشمشی و قطعه ای هم به آلیس متعجب تعارف کرد.

3 دیدگاه برای “آلیس بسوی سرزمین عجایب (۰۵۷-۰۰۳)

  1. دی داد عزیز،
    گر چه من نگاه شاعرانه را در تضاد با نگاه علمی نمیدانم و طرح و خواندن تکراری مطلب بالا برایم بسیار لذت بخش بود ولی استناد به قصه « آلیس در سرزمین عجایب » علی رغم تلاش شما جهت پرهیز از آنچه در شعر جایگاه دارد و به نوعی لفاظی قلم داد می شود و در ساحت علم جایی ندارد با استناد به قصه آلیس در سرزمین عجایب نا هم خوانی بسیار دارد.
    زیرا « آلیس در سرزمین عجایب » بیشتر یک شعر است، زاییده یک ذهن ایده الیست که دنیا را از زاویه لطیف و زیبایی میبیند

    1. پیام گرامی،
      داستان آلیس در سرزمین عجایب شعر نبوده بلکه در زمره ی ادبیات داستانی است.
      جالب است که بدانید آقای لوئیس کارول نویسنده ی این کتاب، خود استاد رشته ی منطق و ریاضیات دانشگاه آکسفورد بوده است. آقای کارول تلاش کرده اند که بسیاری از تناقضات و دیلماهای منطقی – فلسفی را در این اثر برای مخاطب عام (بویژه کودکان) قابل فهم سازند.
      ضمنا بخشی که در بالا اشاره شد، نوشته ی اینجانب است که صرفا در فضای این داستان ارایه گشته و ربطی به اصل اثر ندارد، پس یک نوشتار تکراری نیست زیرا که بنده حتی نام آن را هم تاحدودی تغییر داده ام که شائبه ی تکراری بودن در نزد مخاطب ایجاد نشود.
      هدف من از نوشتن این نوشتار کوتاه اشاره ی غیرفنی به این نکته ی سهل و ممتنع علمی است که نظم آن چیزی است که همواره دیده ایم… ساکنین سرزمین عجایب به همان میزان سرزمین خود را منظم قلمداد می کنند که ما ساکنین این دنیای معمولی جهان خود را منظم ارزیابی می کنیم…
      بلاشک ساکنین دنیایی که قوانینش ۱۸۰ درجه از این دنیا متفاوت است (که قاعدتا برای ما دنیای بی نظمی است) دنیای خود را منظم قلمداد خواهند کرد…
      در پایان جا دارد اشاره کنم که از منظر روانشناختی، نظم بیشتر چیزی از جنس یک قرارداد است تا یک واقعیت بیرونی!
      با سپاس!

    2. پیام دوست داشتنی؛گویا در مورد ادبیات جمالزاده اظهار نظر نموده اید!لطفا اندکی تخصصی تر بنگرید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *