آینه (۰۵۱-۰۰۷)

آینه چیز خوبی است. من از تمثیل آینه در آراء خود بسیار بهره جسته ام، علی الخصوص من باب آینه ی ذهن – روان آدمی در رابطه با شکل گیری مفهوم هستی. تمامی قوای ذهن آدمی دست به دست یکدیگر می دهند و ایده ای تراوش می کند که شاید بضرس قاطع بتوان آن را متعالی ترین ایده ی ممکن نامید. بلی! کُلِّ همه-چیزِ تنها-چیز!

این مفهوم از ذهن آدمی می جوشد و در روان آدمی ذخیره می گردد. این مفهوم در لحظه ی جوشِشَش در ذهن آدمی در خود و برای خود است اما همینکه در روان آدمی ذخیره گشت برای ما خواهد بود. دی در-خود دی است و دی برای ما هستی است. حال اینجاست که دی چونان هستی دارای صفات انسان گونه شده و انتساب صفاتی انسان گونه را بر می تابد.

تصویر یک چیز در آینه اگرچه بنوعی در ظاهر تناظری یک به یک با خود آن چیز دارد اما نباید فراموش کرد که با خود آن چیز “این-همان” نخواهد بود. هستی تصویر دی است در آینه ی روان آدمی. اگر آینه بشکند، تصویر من در آن محو می شود اما خود من نه! از اینرو دی نیز با مرگ ما همچنان زنده خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.