آگاهی (۰۴۷-۰۰۷)

(Consciousness)

تمامی المان های (عناصر) تشکیل دهنده ی مغز آدمی در سایر پدیده های طبیعی مثلا خاک نیز یافت می شوند. اما چرا مغز را خاک و یا خاک را مغز نمی نامیم؟ چیز دیگری که بشکل گیری مغز می انجامد، علاوه بر المان های شیمیایی، مقوله ی ساختارهاست. این المان ها در مغز آدمی بشکلی با هم ترکیب یافته اند که چنین ترکیبی در خاک موجود نیست.

از ترکیب این المان ها در آن ساختار خاص، مغز آدمی شکل گرفته و مغز آدمی، آنچنان پیچیده است که علاوه بر خواص فیزیکی و شیمیایی مثل رنگ، بو، مزه، وزن و غیره خواص استعلایی دیگری همچون ذهن و روان نیز داراست. مغز بعلاوه ی دو خاصیت استعلایی اش یعنی ذهن و روان مجموعه ی آگاهی آدمی را تشکیل می دهند.

آگاهی یکی از امکانات درونی وجود آدمی است که وی را از شی فی النفسه به موجودیتی برای خود مبدل می سازد. آدمی برای خود است چون آگاه است. این آگاهی تحت تاثیر سایر قوای هستی شناختی آدمی مثلا غریزه و اراده اَشکال دیگری از آگاهی یعنی به ترتیب ناخودآگاهی و خودآگاهی را از خود بُروز می دهد. آگاهی را شرط لازم وجود آدمی می توان نامید…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.