آزردگی (۰۴۴-۰۰۷)

(Annoyance)

وقتی چیزی در دنیای خارج از ما خلاف الگوهای درونی ما رخ دهد، پس از مقایسه بین آنچه واقع است و آنچه ما می پسندیم که واقع شود، این عدم انطباق همچون حالات روان-تنی رنج آوری نزد ما تلقی می گردد که ما از آن به آزردگی یاد می کنیم. آزردگی اگرچه واقعا رخ می دهد اما حقیقی نیست.

آدمیان همواره سعی دارند که الگوهای وجودی خویش را به هستی تحمیل کنند. هستی نیز عمدتا از این الگوها تبعیت نکرده و راه خویش را می رود. وقتی هستی راه خویش را می رود و به ما توجهی ندارد، ما آزرده می شویم و این آزردگی در اثر نادانی ماست. آدمی به هر میزانی که داناتر باشد خواهد دانست که آنچه هستی ایجاب می کند و نه آنچه که او می خواهد، بهترین وضع ممکن است. اگر چیزی جز بهترین بمن داده نمی شود، پس، دیگر چرا آزردگی؟!

یکی از تکنیک های حذف آزردگی از ساحت زندگی نداشتن چشم داشت است. چشم داشت و یا بنوعی داشتن توقعی نسبت به روند جریانات زندگی عمدتا از حب و بغض آدمیان نشات گرفته و در اثر ناهمنوا قرار گرفتن با وضع هستی منبع آزردگی های آدمی خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.