آزادگی (۰۴۲-۰۰۷)

“آزادگی” اسمی است که از صفت آزاده ساخته شده است و صفت آزاده نیز خود از اسم آزادی مشتق گشته است. آزادگی یعنی آزاده بودن و آزاده بودن یعنی دارای صفت آزادی گشتن. آزادگی حق بنیادین هرگونه موجودیت جانداری است. این حق نه دادنی است و نه گرفتنی…

این حق بنیادین از آن دست حق هایی است که انسان از آن حیث که انسان است دارای آن می باشد. البته سایر جانداران هم به همین شکل و در سطح خود از آن بهره مند خواهند بود. گمان می کنم که آزادگی اصلی ترین صفت آدمی باشد. آزادگی اصلِ زاینده ی اخلاقیات است… تنها یک انسان آزاده اخلاقی خواهد زیست.

تصور کنید که انسانی شریر قصد دارد که بمجرد آزادی از بند، تمامی بشریت را نابود سازد، بودن ایشان در بند تا پایان عمر دال بر این نیست که ایشان اخلاقی زیسته است و این از آن روست که ایشان در تمام این مدت، بشریت را در فکر خویش بارها و بارها نابود ساخته است.

اخلاقی بودن آدمی نیز مشمول همین اصل است. برای انسانی که آزاد نیست، اخلاق و اخلاقی زیستن موضوعیت پیدا نمی کند. آزادگی نقطه ی آغاز و پایان هستی اخلاقی آدمیان است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.