بردارهای تعارضات اندرونی ما (۰۴۱-۰۰۳)

آدمی از اندرون دچار تعارضاتی است. ریشه ی این تعارضات در تقابل بردارهای واگرای وجودی وی است. هر یک از این بردارها را می توان به نیرویی اندرونی نسبت داد اما دو قسم از مهمترین این بردارها، بردار غریزه و بردار وجدان است.

در هر موقعیتی یکی از این ها چیزی می گوید و دیگری چیزی دیگر. گویا زاویه ی بین آن ها ۱۸۰ درجه است. چگونه می توان بین آن ها به همگرایی رسید و جهت حرکت را پیدا کرد؟! من بر این باورم که راه خروج از این مخمصه، جهان بینی فرد و نهایتا رویه هایی است که ایشان برای خوراک دادن به اراده ی خود خواهد داشت. وجدان ما می بایست عامل هدایت غرایز ما باشد و این هدایت از خلال رویه ها انجام می پذیرد.

به هر کاری که بنگری دو بردار واگرا از آن خارج شده است: پولی بر زمین افتاده است. یک بردار (غریزه) می خواهد که پول را دزدکی از روی زمین برداشته و در جیب خود بگذاری و بردار دیگر (وجدان) می طلبد که به دنبال صاحب آن گشته و علیرغم وقت تنگت، آن را به دست ایشان برسانی. البته واریته های متفاوتی نیز بین این دو سرحد کلی قابل تصور است، اما می توان همه ی آن ها را نهایتا به یکی از این دو حالت سرحدی تحویل کرد.

اراده و نقش آن در این دوراهی، تعیین گر خواهد بود. این اراده است که سر بر می آورد و وزنه را به نفع یکی از این طرفین سنگین ترمی کند و رفتار ما تجلی بالفعل یکی از این دو قسم عمل بالقوه خواهد بود. اما اراده چگونه وارد عرصه می شود؟! اراده چتری جز خودآگاهی ما نیست که خود را از خلال رویه ها متجلی می سازد. رویه هایی که اگر اندیشیده شده باشند، تجلی عقل در ساحت عمل خواهند شد و ما به ضروریاتی که وجدان در مقابل چشمانمان به تصویر می کشد، تمکین خواهیم کرد.

یک دیدگاه برای “بردارهای تعارضات اندرونی ما (۰۴۱-۰۰۳)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *