هجومی برای نشستن – داستانِ نوزدهم ما (۰۱۹-۰۰۵)

آقای مهردادیان پژوهشگر منطق و فلسفه است و در دانشگاه نیز تدریس می کند. ایشان به تنهائی در آخرین طبقه ی آپارتمان شماره ی ۱۳ زندگی کرده و تمام وقت خود را به انجام پژوهشهای خود اختصاص داده و در اکثر مواقع میزبان افراد مختلفی است که برای ملاقات با وی به خانه ی او می آیند.

آقای مهردادیان اگرچه جوان است اما نزد دیگران به عنوان فردی اهل دانش شناخته شده و همسایگان به وی لقب آقای مدیر داده اند. دادن این لقب به ایشان از آن جهت است که وی نقش مدیریت ساختمان را پذیرفته و در انجام این کار نیز موفق بوده است.

19

نازگل خواهرزاده ی آقای مدیر است که گهگاهی برای ملاقات او به آپارتمان شماره ی ۱۳ می آید. نازگل با تمامی بچه های آپارتمان های ۱۱ و ۱۳ دوست شده و هر وقتی که برای دیدن دایی خود می آید برای دیدن بچه ها دست از پا نمی شناسد.

البته نازگل به خاطر حالات عجیبی که نزد جمع از خود نشان داده و به خاطر داستان های باورنکردنی که تعریف می کند شهره است. سایر بچه ها از مشکل وی چیز چندانی نمی دانند اما آقای مدیر در جلسه ی هیئت مدیره ی ساختمان والدین آنها را توجیه کرده و تمام چیزی که بچه ها می دانند این است که نباید با حرفهای نازگل مخالفت کنند چون ادعاهایش برای خودش کاملا واقعی هستند.

عصر هنگام وقتی نازگل در حال تعریف ملاقات مداوم خود با موجودات سم دار در حمام خانه ی خودشان بود و اینکه ادعا میکرد که صدای آنها را همیشه می شنود، خانم منوچهری از آقای مدیر پرسید که آیا می خواهند برای درمان بیشتر روان گسیختگی (اسکیزوفرنی) نازگل او را به یک درمانگر حاذق دیگر نیز نشان بدهند، یا نه؟!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *