هجومی برای نشستن – داستانِ پانزدهم ما (۰۱۵-۰۰۵)

خانم منوچهری از ساختمان جدید خیلی راضی است و فضای آن را می پسندد اما دوست داشت همسایه ها بیشتر با هم ارتباط داشته و بیشتر همدیگر را ملاقات کنند. خانواده ی منوچهری در آپارتمان شماره ی ۱۱ زندگی می کنند. در این آپارتمان خانواده ی شکیبا و اشکان نیز در طبقه های دیگر ساکن هستند.

15

اشکان و البرز دوستان خوبی شده اند و همدیگر را ملاقات می کنند. از نظر اشکان البرز بسیار متفاوت بنظر می آید. اما اشکان در طول زندگی خود یاد گرفته  که به تفاوت ها احترام گذاشته و تفاوت های دیگران را راحت پذیرا باشد. البرز نیز از اینکه می تواند چیزهای زیادی از اشکان یاد بگیرد بسیار خوشحال است و معمولا به او کمک می کند.

خانم منوچهری برای ملاقات آتوسا آن روز بعد از ظهر به خانه ی آن ها رفته بود. آن ها در کنار تخت آتوسا لحظاتی را به گفتگو پرداخته و سپس سایر مکالمات را با مادر اشکان به شکل خصوصی داشتند.

مادر اشکان به خانم منوچهری گفت که تصمیم خوبی گرفته اند و خانم منوچهری هم از مادر اشکان بجهت راهنمایی آن ها در به سرپرستی قبول کردن یک فرزند بسیار تشکر کرد. مادر اشکان گفت اگر چه آتوسا دختر واقعی آن ها نیست اما زندگی بدون او برایشان بسیار مشکل است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *