دانایی و کیفیت زندگی (۲۵۱-۰۰۴)

وقتی به ۱۰ سال گذشته ی خود نظر می کنم، دی دادِ ۱۰ سال قبل را تماما از دی دادِ امروز متفاوت ارزیابی می کنم. اگرچه آن زمان بر این باور بودم که خیلی چیزها می دانم و در خیلی چیزها سرآمد همگان هستم، اما امروز به آن نوع نگاه خویش پوزخند می زنم زیرا حالا می دانم که آن موقع چه چیزهای زیادی را نمی دانستم.

برایم عجیب است که آن زمان ها بدون دانش امروزم چگونه می توانسته ام زندگی کنم، چگونه می توانسته ام در موقعیت های مختلف تصمیم های درستی اتخاذ کنم و در یک کلام چگونه می توانستم باشم. البته بلافاصله به خود نهیب می زنم که احتمالا ۱۰ سال آینده نیز من دوباره همین رویکرد را به حالِ امروزم خواهم داشت، احتمالا دی دادِ ۱۰ سال آینده، دی دادِ امروز را موجودی ناآگاه و نادان ارزیابی خواهد کرد.

این تغییر از منظری نیکوست و این نیکویی از آن جهت است که نشان می دهد من در حال رشد و تغییرم و اگر خلاف این روند طی می شد، من می بایست که نگران شوم. البته همین مطلب از منظر دیگری نگران کننده است و آن اینکه قطعا خیلی فرصت ها، رویدادها و جریانات زندگی ام را بخاطر این جهل نسبی از دست خواهم داد. چقدر اشتباهات می روند که از من سر زنند تا آن دانایی نسبی ۱۰ سال آینده ی من فراهم گردد؟ ۱۰ سال آینده ی آن ۱۰ سال آینده چطور؟!

همه ی این ها به نیکی در مقابل چشمان من این پدیده را به تصویر می کشند که فارغ از آنچه که می دانیم و آنچه که نمی دانیم، ما همواره با سطحی نسبی قادر به زندگی کردن هستیم. قطعا یک لاک پشت خیلی کمتر از من می داند اما آن هم به نسبتی و در سطحی قادر به زندگی کردن است. گویا اصلا بودن و زندگی کردن ربطی به میزان دانایی ما ندارند.

ما از لحظه ی تولد می آغازیم به یاد گرفتن و دانستن اما افزایش این دانایی خودِ ماهیت بودن را دگرگون نمی کند، شاید فقط کیفیت آن را تغییر دهد و صد البته که این کیفیت رو به افزایش خواهد بود. پس اینکه صرفا کیفیت بودن و نه خودِ بودن در گرو دانایی ماست و اگر این دانایی بشکل مناسبی تحصیل شده باشد (بنحویکه هم عقل و هم تجربه در آن دخیل بوده باشند) می توان امیدوار به یک زندگی باکیفیت بود…

یک دیدگاه برای “دانایی و کیفیت زندگی (۲۵۱-۰۰۴)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *