سعی، شانس، آرمان (۲۴۹-۰۰۴)

در تمامی جوامع، انسان هایی حضور دارند که از پشتکار فوق العاده ای در رسیدن به اهداف خود برخوردار می باشند. این افراد بعضا پیش می آید که برای نیل به هدف خود جنبه های زیادی از زندگی خود را تعطیل کرده و بی وقفه هدف خویش را دنبال می کنند.

شاید این رویکرد برای خیلی از افراد جامعه جذاب باشد و آن را مثبت قلمداد کنند اما من در این جا می خواهم بیان کنم که این مقوله نیز همچون افراط در هر چیز خوب دیگری نتیجه ای جز خسران نخواهد داشت. این افراد ساعی حتی ممکن است به هدف های بزرگ خویش در زندگی نایل آیند اما آن چیزی را که به بهایش توانسته اند به هدف خود برسند من آرامش زندگی می نامم. چیزی که شادی ما در طولانی مدت بدان وابسته است.

شادی مسئله ایست که همه چیز می بایست فدای آن گردد و خودش نیز فدای چیز دیگر غیر از خود نشود. مثلی انگلیسی می گوید: مقدار زیادی از یک چیز خوب، یک چیز بد است (Too much of a good thing is a bad thing)!

من بر این باورم که ۹۹ درصد آدمیان به آرمان های خود در زندگی دست نمی یابند. دست یافتن به آرمان ها بتوسط آن یک درصد ویژه از آدمیان همچنین تا حد زیادی به شرایط بیرون از هستی خود فرد، بعبارتی دیگر به شانس بستگی دارد و کسی نمی تواند این مسئله را انکار کند. اگرچه احتمال اینکه افراد کوشا و ساعی فوق الذکر جز آن یک درصد باشند، بیشتر است اما همه ی آن ها قاعدتا جزء آن یک درصد نخواهند بود.

پس بسیار ممکن است که اعضای این جمعیت هم از رسیدن به آرمان های خود باز بمانند که در این صورت ایشان در مقایسه با سایر اعضای جامعه (افراد معمولی) بهای بزرگتری را برای این عدم کامیابی خواهند پرداخت، بهایی به قیمت از دست رفتن شادی زندگی و خیلی چیزهای دیگری در آن! بفرض اینکه حتی کسی به آرمان خود هم نایل آید اما در این راه لبخند عزیزان خود را از کف داده باشد، حصول این موفقیت شیرینی مطلوب را نخواهد داشت زیرا دیگر عزیزانی در کار نیستند که از این شادی بهره مند گردند.

به افراد ساعی توصیه می کنم که حواسشان به عنصر شانس نیز بوده و همه چیز را سر آرمان نبازند.

یک دیدگاه برای “سعی، شانس، آرمان (۲۴۹-۰۰۴)

  1. با سلام و درود
    این مطلب بسیار گویا حقیقت محض را عنوان کرده و من کاملا با آن موافق هستم چون نظر خودم نیز همین است. آن ١٪‏ همان افرادی هستند که قوانین حاکم بر کائنات را کاملا میشناسند و بطور صحیح از آن استفاده میکنند. جدای از این ١٪‏, شاید ١٠٪‏ دیگر هم وجود داشته باشند که از این قوانین مطلع هستند اما مثل من نمیتوانند آنها را بطور صحیح به کار گیرند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *