جادوگری (۲۴۵-۰۰۴)

سِحر، جادو، نفرین و مُهملات دیگری از این دست همه رفتارهایی هستند که نه تنها در گونه ی آدمی بلکه در سایر گونه های جانوری مشابهشان دیده می شود. اگر دقت کنید عمده ی قبایل وحشی و بَدَوی همگی درگیر و دار این دست مسایل هستند و انسان های جوامع مترقی نیز آن هایی که نادان تر و کم سوادتر هستند، بیشتر به این دست خزعبلات تمایل نشان می دهند.

جادو، نفرین سیاه، سفید، قرمز و یا بنفش، همه رفتارهایی در راستای ترساندن رقیب و از میدان به در کردن آن هستند. وقتی اعضای گونه ای درگیر رقابت شدند، رقبا سعی در حذف هم می کنند و هر کس قوی تر است، دیگری را از میدان رقابت به در می کند، اما آن ها که ضعیفند دست به فریب و دروغگویی می زنند. جادوگری از مصادیق دروغگویی است. این تصادفی نیست که اکثر جادوگران پیران قبایل هستند زیرا پیران از همه آسیب پذیرترند و بیشتر لازم است تا با حربه ی نیرنگِ ترس آور رقبای خود را در مبارزه شکست دهند.

جادو به خودی خود قدرتی ندارد. قدرت جادو همان قدرت ترس است. قربانی اگر ترسو باشد، خود همان سرنوشت سیاه را با ترس خود بر سر خود نایل می آورد. وقتی حیوانی جنگلی دم خود را بلند می کند و یا موهای خود را سیخ می کند که بزرگتر بنظر آید، عملا رفتار جادوگرانه از خود بروز می دهد.

وقتی پیرزنی زشت رو ورد می خواند، کارهای عجیب و غریب انجام می دهد، خود را بشکل ترسناکی آرایش می کند و در مه و دود غلیظ سربرآورده از عرقیجات و دودکردنی ها در نزد مخاطبینش می خرامد، دقیقا همانند همان حیوان بالا در حال پوشاندن و مخفی کردن ضعف های خود است. می خواهد به دیگران نداشته های خود را اثبات کند و بگوید دست از سر من بردارید، مرا بپذیرید، من قدرتمندم.

نادان تر از جادوگران، انسان های جادوپرست (Occultist) هستند. آن هایی که از سر جهل خود در پای وعظ این موجودات بدترکیب نشسته و دارایی های بادآورده ی خود را برای ادعای پوچ آن ها به باد می دهند.

در مقابل جادو چه می بایست کرد؟! مهمترین رویکرد همانا جدی نگرفتن جادوست. افرادی هستند که با توسل به خودِ جادو سعی می کنند که جادو را باطل کنند، حرکت هایی همچون باطلِ سحر و یا چرندیات دیگری از این دست بنوعی از مصادیق این مقابله ها هستند که نتیجه ای جز قدرتمند کردن جادوگران ندارند. آیا می توان آتش را با آتش خاموش کرد؟ آیا شستن خون با خون کار خوبی است؟!

جادو و جادوگر همچون بادکنک هایی هستند که صرفا بزرگی دارند و این بزرگی با ساده ترین روش ها خالی شده و از بین خواهد رفت. جادوگران بعلت ضعف خود و رنج بردن از مشکلات روانی ممکن است (بعلت نداشتن هرگونه حربه ی دیگری جهت دفاع از خود) در کار خویش بسیار جدی بنظر آیند و این جدیت البته نمی بایست که مخالفین این شعبده بازی ها را بترساند.

اکثر جادوگران و افرادی که مسحور آن ها می شوند، همانگونه که گفته شد عمدتا یا مبتلا به اختلالات جدی روانی همچون وسواس های فکری شدید، روان گسیختگی و… هستند یا اینکه شدیدا افرادی ….. اند و از آنجاییکه خودِ ….. با نوعی جادوباوری (Occultism) آغاز می شود، دسته ی دوم (افراد …..) درصد بیشتری از گروه (هم) جادوگران و هم جادوباروان را تشکیل می دهند.

جادوگران امروزی (مدرن) در هر قشری یافت می شوند. این تصور غلطی است که جادوگر حتما پیری با دماغ درازِ قوزدار، موهای بلند، سوار بر دسته ی جاروست زیرا می توان پزشک جادوگر داشت، استاد فلسفه ی جادوگر و حتی معلم ریاضیات و فیزیک جادوگر داشت که احتمالا (به ترتیب) به دانشجویان و اطرافیان خود، با رعایت پرستیژ؛ هومیوپاتی، فلسفه ی عقیدتی و ….. و یا شعور کیهانی و عرفان کابالا آموزش می دهند.

طبع بشری، طبعی جادوگراست. علت ظهور ….. و ….. در گذشته ریشه در همین طبع غریزی داشته است. طبعی که از کودکی همراه فرد است و بسادگی قابل تغییر نیست. طبعی که بالاخره گمگشته ی خود را برای همیشه در دانش خواهد یافت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.