استراتژی پایدار تکاملی قشر عوام (۲۴۳-۰۰۴)

خیلی پیش آمده است که در جای جای نوشته های خود به عوام حمله کرده و آن ها را کوبیده ام. شاید از این نظر شما مخاطبین نیز مرا متهم به عوام ستیزی کنید. من این اتهام را قبول دارم. عوام ستیزی البته با خیلی از ستیزه های دیگر توفیر دارد، مثلا زن ستیزی، قوم و نژادستیزی و یا ….. . ستیزه با عوام، ستیزه با یک قوم، نژاد، جنسیت، گرایش و یا هویت ….. و یا حتی طبقه ی اجتماعی نیست؛ این ستیزه، ستیزه ایست با نوعی روح حاکم بر جوامع بشری.

عوام می توانند در هر طبقه ای از اجتماع، در هر شغلی، در هر نژادی و یا هر گروهی پیدا شوند، از اینرو ستیزه با عوام، ستیزه با کس خاصی نیست، ستیزه با گروه خاصی هم نیست، ستیزه با نوعی رویکرد به جهان است. ما می توانیم یک استاد دانشگاه عامی داشته باشیم، یک جراح عامی، یک رئیس جمهور عامی و یک خدمتکار عامی! عوام ستیزی بنوعی مبارزه با جهل بشری است و یک عوام ستیز (مثل من) در تلاش است که آدمیان را به سمت دانایی و حساسیت نسبت به پدیده ها سوق دهد.

عوام بودن شاید یک رفتار انسانی برای حفظ بقا باشد، بنوعی همان همرنگ جماعت شدن برای پذیرفته شدن و زنده ماندن. اینکه ما ببینیم دیگران چگونه حرف می زنند، چگونه راه می روند، چگونه معاش خود را مدیریت می کنند و نهایتا اینکه چگونه زندگی می کنند و سپس از ترس پذیرفته نشدن در میان آن ها همانجور حرف بزنیم، همانجور راه برویم و همانجور زندگی کنیم، ما یک فرد متعلق به دسته ی عوام هستیم و من با چنین انسان هایی سرِ ستیزه دارم.

عوام بقول مارتین هایدگر، Mit-Dasein هایی هستند که در هم منتشر شده و به ساحت اشیاء تنزل کرده اند و دیدن یکی شان برابر است با دیدن همه ی آن ها. عوام آن دسته ای هستند که ترجیح داده اند یگانگی خود را باخته و به جایگاه یک شی سقوط کنند اما بدین طریق شانس بودن خود را افزون کنند. شاید انتظار تغییر، انتظار کاستن شانس بقای آن ها باشد… شاید!

2 دیدگاه برای “استراتژی پایدار تکاملی قشر عوام (۲۴۳-۰۰۴)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *