فاز نگاتیوی آگاهی (۲۳۴-۰۰۴)

سابق، پیش از اینکه دوربین های عکاسی دیجیتال وارد بازار شوند، دوربین های عکسبرداری آنالوگ عکس ها را بر روی یک حلقه ی فیلم بشکل نگاتیو ذخیره می کردند بطوریکه بعد از آن می شد به هر تعدادی از روی نگاتیو مزبور عکس ها را بر روی کاغذ ویژه ای در تاریکخانه چاپ کرد.

حلقه های فیلم که شامل عکس ها بشکل نگاتیو می شدند معمولا برای من خیلی جذاب بودند. وقتی به نگاتیوها در نور نگاه می کردم متوجه می شدم که تمام آن جاهایی که در عکس روشن هستند در نگاتیو آن تیره بودند و تمام آن جاهایی که تیره هستند در نگاتیو روشن ذخیره شده اند، مثلا عکس خندان چهره ی من که موهای سیاه و دندان های سپید داشت، بشکل مضحکی در نگاتیو آن چونان پیرمردی که موهای سپید و دندان های سیاه داشت، دیده می شد. اسم این پدیده را من اثر نگاتیوی می گذارم.

اثر نگاتیوی معمولا وقتی به نور شدیدی خیره شویم و سپس چشم های خود را ببندیم نیز رخ می دهد بشکلی که پس زمینه ی تیره باعث می شود که نور شدید چونان یک لکه ی روشن خودنمایی کند اما همینکه چشم خود را بگشاییم و به یک سطح روشن (مثلا صفحه ی کاغذ) نگاه کنیم، آنگاه نگاتیو تصویر اولیه همچون همان نگاتیوهایی که بالا وصف آن ها رفت ظاهر می شود که در این مورد خاص یک لکه ی تیره بر روی کاغذ روشن است.

فازی از تجسم با چشمان بسته نیز وجود دارد که دقیقا پیش از خواب، قبل از آنکه خودآگاهی کاملا مضمحل گردد رخ می دهد، این فاز نیمه آگاهی را من فاز نگاتیوی آگاهی نام گذاری کرده ام. در این لحظات هنگامیکه چشم ها بسته هستند، تصاویری همچون نگاتیو دوربین های غیردیجیتال بر روی پرده ی تاریک مقابل چشمانمان (که همانا پلک های بسته مان است) ظاهر می گردند. چهره هایی مشاهده می شوند که تماما جزئیاتشان قابل رویت است و اگرچه خواب نیستیم اما تصاویر برایمان واقعی اند.

جز نوابغ کسی در حالت خودآگاهی توانایی رسیدن به فاز نگاتیوی آگاهی را ندارد. بخاطر همین پدیده است که نوابغ می توانند در حالت بیداری تمامی جزئیات یک مسئله را همچون خوابی شفاف (والبته نگاتیوی) تجسم کنند… کاری که از عهده ی انسان های معمولی برنمی آید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *