وجدانی خط خطی (۲۲۲-۰۰۴)

زنی را در خیابان دیدم که خود را با چهره ای محزون به افراد می رساند و سپس با نشان دادن کارت های ۲ عضو سازمان بهزیستی با این ادعا که مادر دو فرد معلول ذهنی است از آن ها درخواست کمک مالی می کرد.

البته ایشان نمی گفت که من مادر ۲ فرد معلول ذهنی هستم، بلکه با وقاحت تمام و با صدایی بلند بیان می کرد: دو تا عقب افتاده دارم! این واژه، واژه ی موهنی است… در بدترین حالت انتظارِ آن می رود که یک غریبه ی بدخواه به بچه ی ما بگوید عقب مانده! اینکه خودمان برای کسب درآمد فرزندان خود را عقب افتاده معرفی کنیم، به گمان من خطایی بزرگ مرتکب شده ایم.

زشت تر اینکه سپس با خنده از افراد جدا می شد و خود را به زنِ متکدی دیگری می رساند و با هم خنده کنان پول های جمع شده را می شمردند و هرچه مبلغ بالاتر می رفت اشتیاقشان نیز برای سریعتر رساندنِ خود به سایر رهگذران فزونی می یافت و حتی کارگران و افراد از نظر مالی ضعیف نیز از تیغ برنده ی آن ها در امان نبودند.

من نمی دانم که آیا آن زن واقعا فرزندی معلولِ ذهنی داشت یا که نه اما کسان دیگری را دیده ام که دستِ این قبیل عزیزان را می گیرند و با خودشان به کوچه و خیابان می آورند تا ترحم دیگران را جلب کنند. واقعا نمی توانم عمق جراحت وارده بر قلب خود را از سر دیدن این صحنه ها بیان کنم. جراحت حتما این نیست که کسی به ما حمله کند و با دشنه ای زخمی بر پیکر ما وارد آورد؛ کسی که نوجوان معلول ذهنی خود را برای گدایی کردن به خیابان می آورد یک مجرمِ زخم زننده است.

یک مجرم که اختلالی را در زندگی کسی رقم زده و حال بدون کمترین عذاب وجدانی از محصول بی خردی خود برای گذران زندگی استفاده می کند. آن انسان معلول چه می داند که کجاست، چه می داند که در حق وی چه ظلمی روا شده است؟ چه می داند که حقوقش چیست؟ چه می داند که در حال انجام چه کاریست؟ چه می داند که جرم چیست، مجرم کیست؟! او شاید نداند، اما من که می دانم آن زنِ خندان با پول های درون جیبش با چاقوی تهدید وجدان چه اخاذی ها که نکرده است…

5 دیدگاه برای “وجدانی خط خطی (۲۲۲-۰۰۴)

  1. بله و افسوس که اینگونه افراد و یا شاید یک مافیای اینگونه اخاذی در جامعه بسیارند. من شخصا کمک به این افراد که توانایی کار آبرومندانه کردن را دارند و اینگونه کسب در آمد داشتن را انتخاب کرده اند را جایز نمیدانم. دی داد عزیز، به نکات بسیار ریزو حساسی اشاره میکنید که برای عموم افراد جامعه حقیقتا در خور فکر و تعمق بیشتر هست. از نوشتارهای بسیار به جا و زیبایت سپاسگزارم.

  2. به نظر من دنیا پر از این صحنه های ناملایمه که روح آدمو مخدوش میکنه جایگاه قضاوتم سخته باید جای کسی باشی تا بفهمی دردو رنج وفقر چه میکنه با روح پاک آدمی

    1. مهدی جانم… با پاسخ شما کاملا موافقم. بنظرم بهترین نظر رو در رابطه با این نوشتار از جانب شما دریافت کرده ام.
      به حضور شما در اینجا افتخار می کنم و منتظر سایر دیدگاه های ارزشمندت خواهم ماند.
      با سپاس از شما دوست خوبم…

  3. جای بسی تاسف است که ما این ادم ها را اینطور بار اورده ایم. منطور از ما جامعه ماست . جامعه ای از انسان هایی که به ظاهر معلول نیستند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *