شخصیتِ ما (۲۲۱-۰۰۴)

آنچه بعنوان شخصیت از ما نزد دیگران شناخته می شود چیزی نیست جز یک سری رفتار که بشکل مداوم از ما سر می زنند. این رفتارها نیز خود چیزی نیستند جز ترفندها و محصولات خلاقیت ما برای افزودن شانس بقایمان در جهانی که هیچ کداممان آن را انتخاب نکرده ایم. هرچه محیط زندگی ما عجیب و غریب تر بوده باشد ما مجبور بوده ایم که برای بقایمان به رفتارهای غریب تری مجهز شویم و این میزان غریب بودگی سنجه ای ندارد جز سبک های زندگی دیگران و مجموعه رفتارهای آن ها.

وقتی انسانی را می بینم که بشکلی حداکثری متفاوت از من است، علاوه بر لحاظ کردن تفاوت های ژنتیکی (فردی) به تفاوت های خاستگاه اجتماعی و مهمتر از آن “سناریو زندگی وی” نیز نظر می افکنم. همه ی این فاکتورها هستند که باعث می شوند یکی عجوزه شود و یکی پری! یکی قورباغه شود و یکی پِرَنس… شاید آن قورباغه برای پرنس شدن صرفا به یک بوسه نیاز داشته است. که می داند؟!

وقتی من از “سناریو زندگی فردی” در زندگی انسان صحبت می کنم، قطعا صرفا طبقه ی اجتماعی ایشان را در نظر ندارم. منظور من آن بخش هایی از زندگی است که شخصی ترین اتفاقات زندگی یک فرد در آن ها رقم می خورد. آن لحظاتی که آدمی قد می کشد و رشد می کند. آن چیزهایی که می شنود، آن چیزهایی که می بیند، آن کسانی که با آن ها در رقابت قرار می گیرد، آن لحظات زندگی که او به جرم زنده بودن از سر می گذراند و تمامی آن چیزهایی که وی را “وی” ساخته است. شخصیت ما گویا در عکس العمل به آن اتفاقات بیرونی ساخته می شود. شخصیت ما انگار تلِ خمیری است در دستان ورزدهنده ی زندگی…

شخصیت ما گویا همانند مایعی است که شکل ظرف دربرگیرنده اش را به خود می گیرد، شخصیت ما گویا بازتاب تصاویر جهان ماست، شخصیت ما انگار شخصیتی ندارد، چیزی نیست جز مجموعه رفتارهایی که توانسته اند ما را زنده نگه دارند بنحویکه اگر این شخصیت را نداشتیم احتمالا حالا نیز زنده نبودیم، پس تغییر شخصیت و توامان اجتناب از مردن هم رخ نخواهند داد جز با شروع از داشته ها و رسیدن به نداشته های شخصیتی مان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.