گذشته نگری صادقانه (۲۰۲-۰۰۴)

امروز پس از مدت ها دوباره به برنامه بازگشته ام، یعنی این صفحه را در تاریخ مرتبطش می نویسم (۲۳ دی ۹۳) و این نشانه ی خوبی است، نه عقبم و نه جلو! چند روز پیش که مشغول به اصطلاح بلند بلند فکر کردن یا همان با خودم حرف زدن بودم، با بررسی اوضاع زندگی خود به این نتیجه رسیدم که دیگر وقتش است. تا دیر نشده باید بازگردم و مسایل این زندگی سی ساله را سر و سامان دهم. از ترس بترسم و برای شجاع شدن، شجاعت به خرج دهم.

حالا وقتش است که برگردم و خطاهای گذشته ی خود را جبران کنم. و اولین کسی که می بایست از وی دلجویی کنم، مادرم است. باید قبل از آنکه دیر شود به او ثابت کنم که چقدر برای من مهم بوده و تا به چه میزان مرهون وی می باشم.

باید تمامی این سال های از دست رفته را خیلی سریع دوباره از نو بررسی کرده و پس از یافتن چاله چوله ها، آن ها را پر کنم، بیش از هر زمان دیگری راه زندگی خود را یافته شده می پندارم. با این جمله از تی. اِس. اِلیوت دیگر کاملا موافقم (نقل به مضمون): “تمامی تلاش های ما در راستای شناخت حقیقت زندگی، به همان جایی ختم می شود که از آن شروع کرده بودیم تا اینکه آن نقطه را دوباره از نو بشناسیم.”

این جمله مرا به یاد حرکت مارپیچی می اندازد، حرکت بر محیط دایره و در انتها رفتن به سطحی بالاتر! از اینروست که این روزها عمیقا به دنبال گذشته نگری ام. فعالیتی که چند سال قبل به شدت آن را و تمایل به آن را در خود سرکوب می کردم.

دلم می خواهد که دوباره مثل گذشته های دورِ دور از مرور اتفاقات وخاطرات بجهت گرفتن نتایج و درس ها لذت ببرم. دلم می خواهد آلبوم این زندگی ۳۰ ساله را ورق بزنم، آلبومی که به عکس هایش می بایست در پیش خود صادقانه نگریست تا عمق آن ها را حس نمود.

اگرچه بر این باورم که استراتژی سیاست مبتنی بر صداقت در روابط بینافردی، راهبردی پایدار است اما در گفتگو و مواجهه با خویشتن خود، راستگویی محض تنها راه ممکن است. این راستگویی به خود و پذیرش احساسات خویشتن فارغ از هر گونه پیش داوری رمز حصول EQ بالا و نهایتا کامیابی در جبران خطاهاست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *