علم به مثابه تصویری از واقعیت (۱۸۲-۰۰۴)

در پاسخ به این پرسش ها که علم کجاست؟! آیا علم واقعیت دارد؟! و یا اینکه آیا می توان علم را دید؟! من پاسخ خواهم داد: علم در ذهن بشر است و نه در جهان و نه حتی در کتابخانه ها! خیر، علم واقعیت ندارد، علم صرفا تصویری از واقعیت است و اینکه دوباره خیر! علم به چشم سر دیده نمی شود، بلکه باید آن را با چشم زبان مشاهده کرد.

جهان اطراف ما واقعیتی مستقل و متعین است. این جهان از جنس زبان نیست. این جهان یک جهان نازبانی است. حال آدمی با این جهان مواجه شده و سعی در شناخت آن دارد. در خلال این مواجه حواس خود را بکار انداخته و با انباشت تجربه هایی از این جهان در مجموعه ی ذهن – روان خود، ارتباطی ذهنی با این جهان برقرار می کند. ارتباطی که بر محمل اندیشه رقم می خورد. اندیشه، چه شق تصویری و چه شق گزاره ای، ارتباطی عینی با جهان عینیات ندارد.

اگر جهانِ اندیشه همان جریان زبان باشد (چه زبان تصویری، چه زبان گزاره ای)، ما به نظریه خواهیم رسید که در عالَمی زبانی متولد گشته است. پس نظریه (علم) عملا مقوله ای زبانی است و نه نازبانی که خود جهان آنگونه است. نتیجتا اینکه علم می تواند با دوربین زبان عکسی از واقعیت جهان را برای ما فراهم کند تا اینکه ما در غیاب جهان و در خلوت مجموعه ی ذهن – روان همچنان با نگریستن به آن تصویر ارتباط خود با جهان را حفظ کنیم. زبان، تصویری از جهان در اختیار آدمی قرار می دهد.

این تصویرِ زبانی که با ۵ رنگ مختلف (۵ حس مختلف) نقاشی شده است، بدون حس و تجربه (تاثر بیرونی و کانال تجربه) بی رنگ بوده و انطباق خود با جهان را از دست می دهد. هر نظریه ای تابلویی از یکی از منظرهای جهان است. برخی نظریه ها آنقدر ضعیفند که گویی کودکی با مدادی شکسته آن را به تصویر کشیده است (مثل تابلو ….. از جهان) و برخی همچون عکس هایی هستند که بتوسط بهترین دوربین ها تهیه شده اند. این شق دوم صرفا محصول هنرمندی علم است و بس…

2 دیدگاه برای “علم به مثابه تصویری از واقعیت (۱۸۲-۰۰۴)

  1. با درود بسیار

    کاملا با شما موافقم، علم چیزی نیست و جایی نیست جز در ذهن ما، همانند سایر مفاهیمی که خارج از ذهن ما بی معنی می نماید مانند زمان، اگر ذهن ما نباشد مفهوم زمان نیز وجود نخواهد داشت. علم حقیقتی است که بتوسط آن به واقعیت ها میرسیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.