محاورات اندرونی مان، رُک و بی پرده (۱۶۷-۰۰۴)

برای آنکه بتوانیم اوضاع ناخوشایندی را تغییر دهیم، در گام اول می بایست که آن اوضاعِ ناخوشایند را بپذیریم. برای پذیرش چنین مسایلی، تکنینک صداقت با خویشتن از شانس بالایی برخوردار است. آن هنگام که در تالار وجودی خود لَختی نشسته و با خود روبرو می شویم، می توانیم به درونی ترین احساسات خود پی ببریم. مواجهه و تقابل با خویشتن در چنین شرایطی نباید ترسی بر آدمی مستولی سازد.

برخی ها فکر می کنند که اگر به خود دروغ بگویند و از خودِ واقعی خود حتی در مقابل خود فرار کنند توانسته اند آن را تغییر دهند. این راه غلط است. هیچ چیزی نمی تواند به اندازه ی صداقت با خویشتن برایمان آرامش روانی دست و پا کند. اینکه بی پرده و رک با خود روبرو می شویم به این معنی نیست که قرار است اسرار خویش را برای دیگران برملا کنیم. ابدا! بلکه قرار است در گام اول نسبت به اسرارمان آگاهی پیدا کنیم و این آگاهی پیدا کردن یعنی پذیرش آن ها و این حرکتی در راستای تغییر است.

اینکه از فرد خاصی متنفریم، نباید ما را بترساند. بله، من از او متنفرم. من نباید احساس اندورنی خود را سانسور کنم و چون به من آموخته اند که نفرت حس بدی است، حتی از بیان این احساس نفرت در خلوت خودم بیم و هراسی به دل خود راه دهم. بله، نفرت بد است اما من از وی متنفرم. نمی دانم که آیا اصلا می خواهم که دیگر از وی متنفر نباشم یا که نه یا اینکه اگر بخواهم اصلا این پروسه ی نفرت زُدایی چه میزان به درازا خواهد انجامید و اگر نخواهم عایدی این نفرت چه خواهد بود، مثلا وی را ترور خواهم کرد یا که به یک قهر ساده بسنده می کنم، اما من همچنان از وی متنفرم.

این ها چیزهاییست که من نمی دانم. تنها چیزی که می دانم این است که از وی متنفرم و نمی خواهم که از این احساس ترسیده و یا اینکه آن را به گونه ای دیگر تفسیر کنم (منطق تراشی کردن). در گام اول همین کافی است. من از وی متنفرم. من دلم می خواهد فلانی سر به تنش نباشد. دیگر نمی خواهم بهمانی را ببینم. مرتیکه / زنیکه الدنگ و… این ها می بایست گفتگوهای درونی ما بدون کمترین سانسوری باشد. بدانید که نپذیرفتن این احساسات همان فوران رنج روانی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.